رفتن به محتوای اصلی
لطفا صبر کنید...

بررسی تطبیقی مهدویت در احادیث شیعه و اهل سنت

نویسنده

مقدمه
باور داشت ظهور منجی، بخشی از فلسفه سیاسی اسلام است که همه مسلمانان آن را پذیرفته اند؛ اگرچه افرادی در صدد بوده اند تا این باور را تنها عقیده ای شیعی معرفی کنند. چنانچه احمد امین مصری تحت القائات گروهی از مستشرقان در تحلیل مسئله مهدویت می گوید: «اندیشه مهدی، اسباب سیاسی، اجتماعی و دینی دارد. به گمانم این فکر زاییده شیعه است؛ پس از خروج خلافت از دست اهل بیت، آن را ابداع کردند، رهبری باهوش شیعه با سوء استفاده از ساده اندیشی توده ها و شوق آنان به دین اسلام، از این جنبه ظاهر الصلاح شروع به تبلیغ نمودند، حدیث ها را جعل و آنها را از قول پیامبر (ص) روایت کردند» (امین، 1999 م، ج 3، ص 243) یا شیخ عبداله بن محمود، رئیس دادگاههای معاصر قطر، در رساله ای با عنوان «لا مهدی ینتظر بعد الرسول خیر البشر» (یعنی مهدی منتظری پس از رسول خدا (ص) که خیرالبشر است وجود ندارد) سخنانی مشابه امین را تکرار می کند.
بدیهی است چنانچه در برخورد با احادیث با اینگونه استحسانات رفتار نماییم، اولاً احادیث اسلامی سرنوشت خوبی نخواهند داشت و ثانیاً، خود این برخوردها، اهانت بزرگی به محدثان و نویسندگان کتب حدیث بخصوص اهل سنت نیز خواهد بود؛ زیرا عمده محدثان و عالمان بنام اهل سنت و شیعه، در کتابهایشان، مسئله آخرالزمان را مطرح نموده اند.
لذا برآنیم با مطالعه و بررسی تطبیقی احادیث مهدویت میان مذاهب شیعه و سنی، در شناساندن و معرفی مواضع مشترک و نیز موارد اختلاف، میزان مقبولیت این فکر و نیز ضرورت و حتمی بودن آن روشن تر گردد.
گفتار اول: اهمیت و ضرورت بررسی احادیث مهدویت
اهمیت توجه به احادیث مهدوی از دو راستا قابل تأمل می باشد:
اول اینکه، به تصریح خود قرآن شرح و بسط بسیاری از معارف اسلامی به سنت محول شده است: «و انزلنا الیک الذکر لتبین للناس مانزل الیهم و لعلهم یتفکرون» (نحل، 44) فلذا موضوع مهدویت هر چند بصورت کلی در جاهای مختلفی از قرآن ذکر شده اما از آن جایی که هیچ اشاره ای به ذکر ویژگیها و جزئیات مسئله نشده است، ضرورت توجه به احادیث روشن می گردد. ثانیاً، از زمان تدوین جوامع حدیثی معتبر اسلامی تاکنون، چه روایاتی که محدثان و دانشمندان اهل سنت نقل کرده اند و چه روایت های عالمان شیعه، همواره مهدویت فصل خاصی را به خودش اختصاص داده است؛ چنانچه در میان اهل سنت از دانشمندان بنامی همچون: صنعانی (م 211 هـ .ق)، ابن ابی شیبه (م235 هـ .ق)، احمد بن حنبل (م 241 هـ .ق)، ابن ماجه (م 273 هـ .ق)، ابی داود (م 275 هـ .ق)، ترمذی (م 297 هـ .ق) مقدسی (م 355 هـ .ق)، حاکم نیشابوری (م 405 هـ .ق)، ابن اثیر (م 606 هـ .ق)، این تیمیه (م 728 هـ .ق)، هیثمی (م 807 هـ .ق)، سیوطی (م 911 هـ .ق) و از میان دانشمندان شیعه محدثان معروفی چون: شیخ کلینی (م 329 هـ .ق)، نعمانی (م 342 هـ .ق) شیخ صدوق (م 381 هـ .ق)، شیخ مفید (م 413 هـ .ق)، شیخ طوسی (م 460 هـ .ق) محقق اربلی (م 693 هـ .ق) و مجلسی (م 1111 هـ .ق) نام برد.
همچنین تدوین و تألیف کتابهای متعدد حدیثی مختص به امام مهدی (ع) از سوی فرهیختگان اهل سنت و شیعه همانند: البیان فی اخبار صاحب الزمان نوشته عالم شافعی مذهب کنجی شافعی، عقد الدرر فی اخبار المنتظر نوشته مقدسی شافعی، الغیبه شیخ طوسی و، کمال الدین و تمام النعمه شیخ صدوق، گویای جایگاه ویژه مهدویت در میان احادیث اسلامی است.
افزون بر این، حضور ده ها نفر از بزرگان صحابه رسول خدا (ص) در اسناد حدیث های مهدویت، همانند علی بن ابیطالب (ع)، عمار یاسر، ابوسعید خدری، ام سلمه، حذیفه الیمان و عبدالله بن مسعود اهمیت موضوع را در حدیث های اسلامی نمایان تر می کند (اکبرنژاد، 1388، 34-33).
گفتار دوم: صورتی کلی از احادیث مهدوی
در بررسی کتب احادیث مهدوی عمدتاً دو دسته کتب روایی قابل تمایز می باشد:
دسته اول: کتب عمومی حدیث، که نویسنده از موضوعات گوناگون سخن گفته و مهدویت نیز بخشی را به خود اختصاص داده است.
دسته دوم: کتب اختصاصی مهدویت، که ویژه حضرت مهدی (عج) نگارش یافته است.
از آنجاییکه این تقسیم بندی برای هر دو مذهب شیعه و سنی قابل انطباق است لذا در یک نگاه کلی می توان چنین تقسیم بندی نمود:
 
ذکر همه کتب گروههای فوق هر چند مقدور نیست اما در گزارشی کوتاه به تعدادی از این چهار دسته می پردازیم.
الف- 1: کتب عمومی حدیث شیعه
- کتاب سلیم بن قیس هلال عامری کوفی (م 80 هـ ق) که نخستین کتاب حدیثی موجود شیعه می باشد و نویسنده علاوه بر رسول خدا (ص) محضر پنج امام معصوم (امام علی تا امام باقر(ع)) را درک کرده و حداقل چهار حدیث درباره امام مهدی (ع) ذکر کرده است. از جمله این حدیث از رسول خدا (ص): «قسم به کسی که جانم در دست اوست، مهدی امت از ماست» (سلیم بن قیس، 1415، 71).
- کتاب محاسن برقی احمدبن خالد برقی (م 274 یا 280 هـ ق) که محضر امام رضا (ع) تا امام عسگری (ع) را درک و مدتی نیز در عصر غیبت صغری حضور داشت. ایشان در این کتاب ده حدیث را که در آنها لقب «القائم» آمده، درباره حضرت مهدی (عج) نقل نموده اند.
- تفسیر العیاشی محمدبن مسعود عیاشی (م 320 هـ ق) که متأسفانه حدود نصف این تفسیر مفقود و در دسترس نیست و در آنچه موجود است حدود 35 حدیث درباره امام مهدی (عج) نقل شده است. از جمله این حدیث امام علی (ع) که فرمودند: «قسم به خداوند، مهدی امت رسول خدا (ص) جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد بعد از اینکه جهان پر از ظلم وجور می شود و ما می دانیم چه کسانی با او بین رکن و مقام بیعت می کنند» (عیاشی، 1411، ص 27، ح 2).
و عناوین دیگر کتب عبارتند از: تفسیر القمی علی بن ابراهیم قمی (م 4 هـ ق)، کافی ثقه الاسلام کلینی (م 329 هـ ق)، اختیار معرفه الرجال کشی (م 350 هـ ق)، عیون اخبار الرضا شیخ صدوق (م 381 هـ ق)، امالی شیخ صدوق (م 381 هـ ق)، الارشاد شیخ مفید (م 413 هـ ق) و... (اکبرنژاد، 1388، 79).
الف- 2: کتب اختصاصی مهدویت شیعه
- غیبت نعمانی محمد بن ابراهیم النعمانی (قرن چهارم)، کتاب در 26 باب مرتب شده و بی شک از بهترین کتابهای حدیث مهدویت می باشد. مجموع حدیث های گردآوری شده شامل 476 حدیث است که تماماً دارای سند بوده و نوع اسناد هم کوتاه و مورد قبول می باشد.
- کمال الدین و تمام النعمه محمد بن علی بن الحسین بن بابویه قمی صدوق (م 381 هـ ق)، که از معدود کتاب های مرجع در حوزه مباحث مهدویت به شمار می آید و در دو بخش اصلی: 1- غیبت در امت های گذشته، 2- مباحثی درباره امامت و غیبت قائم (ع)، بیان می دارد.
- کتاب الغیبه محمدبن حسن طوسی (م 460 هـ ق)، از جمله سه کتاب اصلی شیعه در موضوع مهدویت است. دارای دو ویژگی برجسته است: اول، اخبار مخالف با عقیده شیعه را یادآور شده و به بحث و تحلیل آنها پرداخته و آنها را مردود دانسته است. دوم، اعتقادات بسیاری از فرقه های شیعه در مورد امام زمان (ع) را ذکر کرده و به نقد و رد آنها پرداخته است.
ب- 1: کتب عمومی حدیث سنی
- المصنف صنعانی (م 211 هـ ق)، نخستین کتاب اهل سنت است که حدیث های مرتبط با امام مهدی (ع) بصورت مدون گردآوری شده است. نویسنده در قسمت «باب المهدی» یازده حدیث نقل نموده از جمله این حدیث: «ان المهدی اقنی اجلی؛ مهدی پیشانی بلند و کشیده بینی است» (صنعانی، 1390، ج 11، ح 207739).
- مسند احمد بن محمد بن حنبل (م 241 هـ ق) که از امامان چهارگانه اهل سنت بوده و طی استخراجی در حوزه علمیه قم، حدود 136 حدیث مرتبط با امام مهدی (ع) از مسند احمد استخراج شده است (حسینی جلالی، 1409)
- سنن ابن ماجه (م 275 هـ ق)، که در زمره صحاح شش گانه قرار دارد. در این کتاب بابی است با نام «باب خروج المهدی» که در آن هفت حدیث از رسول خدا (ص) درباره نسب حضرت مهدی (ع)، شرایط پیش از ظهور، زمینه سازان ظهور، یاران حضرت و ویژگیهای حکومت حضرت مطرح کرده است.
از دیگر کتابهای مرتبط با این دسته عبارتند از: سنن ابی داود (م 275 هـ ق)، الجامع الصحیح ترمذی (م 279 هـ ق)، المعجم الکبیر طبرانی (م 360 هـ ق)، مصابیح السنه محمد بن الحسین بن مسعود البغوی الشافعی (م 519 هـ ق)، النهایه فی الفتن و الملاحم ابن کثیر دمشقی (م 774 هـ ق) و غیره.
ب- 2: کتب اختصاصی مهدویت سنی
- اربعون حدیث ابونعیم اصفهانی (م 420 هـ ق)، که رساله ای است شامل چهل حدیث ویژه امام مهدی (ع) که بصورت مرسل و بدون سند و بدون ترتیب موضوعی خاص ذکر شده است.
- البیان فی اخبار صاحب الزمان کنجی شافعی (م قرن 7 هـ ق)، که نویسنده برای اینکه اتهام شیعی بودن عقیده مهدویت را رد کند، تنها حدیث های اهل سنت را آورده است. لذا در مقدمه کتاب می گوید: «از ذکر هر روایتی که از طریق شیعه وارد شده اجتناب کردم، که شیعه هر چند نقلش صحیح باشد، برای آنان کارساز است... و استدلال به حدیث های غیرشیعه مسئله را تأکید بیشتری خواهد بخشید». وی حدیث ها را در 25 باب مشتمل بر 71 حدیث منظم کرد و نکته مهم اینکه برخلاف نظر بیشتر اهل سنت حضرت مهدی (ع) را به دنیا آمده و دارای حیات می داند: «هیچ امتناعی در بقای مهدی وجود ندارد، به دلیل اینکه عیسی، الیاس و خضر (ع) که از اولیای خداوندند، زنده اند و دجال و ابلیس که دشمنان خداوندند، نیز زنده اند و زنده بودن اینها به وسیله قرآن و سنت اثبات شده، آنگاه که براین موضوع اتفاق کرده اند زنده بودن مهدی را انکار نموده... پس بعد از این به سخن هیچ عاقلی توجه نمی شود اگر بخواهد باقی بودن مهدی را انکار کند» (کنجی شافعی، 1421، 97).
- عقدالدرر فی اخبار المنتظر یوسف بن یحیی المقدسی الشافعی (م قرن هفتم هـ ق)، که به لحاظ جامعیت و گستردگی در نوع خود کم نظیر است. مولف در مقدمه کتاب راجع به انگیزه نگارش چنین می آورد: «فساد زمان و مشکلات و گرفتاری مردم و مأیوس شدن آنان از اصلاح اوضاع و وجود کینه ها میان آنان و کمی برکات، تا قیامت استمرار ندارد و از بین رفتن این مشکلات با ظهور و خروج مهدی (ع) به دست می آید» (مقدسی شافعی، 1416).
چند نمونه دیگر عبارتند از: العرف الوردی فی اخبار المهدی جلال الدین السیوطی (م 911 هـ ق)، القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر ابن حجر هیتمی (م 974 هـ ق)، البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان متقی هندی (م 975 هـ ق).
گفتار سوم: بررسی اسناد احادیث مهدوی
لازم به ذکر است که بیان شود در حالت کلی، احادیث نقل شده از پیامبر (ص) و ائمه معصومین به دو دسته تقسیم می گردد:
1- حدیث آحاد: خبری است که یک یا چند نفر، آن را نقل کرده باشند که به خودی خود و بدون ضمیمه و قرینه از گفته آنان علم به مضمون خبر حاصل نشود، که اعتبار این حدیث به اندازه ای نیست که علم آور باشد.
2- حدیث متواتر، حدیثی است که در همه طبقات سند آن، تعداد راویان به اندازه ای فراوان باشد که جای هیچ شک و شبهه ای را باقی نگذارد.
مسائلی که مقبولیت آنها مبتنی بر احادیث است، برای اثبات آن، راهی جز بررسی میزان اعتبار آن حدیث ها وجود ندارند؛ به دیگر سخن، قبول موضوعات مبتنی بر احادیث، متوقف بر پذیرش و حجت دانستن آن حدیث هاست و اگر حجیت و اعتبار این حدیث ها مورد قبول واقع نشود، خواه ناخواه اصل موضوع نیز غیرقابل قبول و یا دست کم مورد تردید قرار می گیرد.
حدیث های مهدویت جدا از جزئیات و خصوصیاتی که می تواند محل اختلاف باشد و با وجود این که برخی از آنها نیز خالی از ضعف درسند و یا متن نیستند، از آن دسته حدیث هایی به شمار می آیند که دارای ویژگی تواترند فلذا جای هیچگونه تردیدی ایجاد نمی کند. نظریات برخی از داشمندان اهل سنت درباره متواتر بودن این حدیث ها عبارتند از:
1- ابن تیمیه (م 728 هـ ق) در کتاب منهاج السنه النبویه می گوید: «حدیث هایی که برای خروج مهدی (ع) به آنها استناد می شود، حدیث هایی صحیح اند که ابوداود، ترمذی، احمد و دیگران آنها را روایت کرده اند» (ابن تیمیه، 1406، ج 4، ص 211).
2- ابن قیّم الجوزیه (م 751 هـ ق) در کتاب المنار المنیف فی الصحیح و الضعیف ذکر کرده: «والاحادیث علی خروج المهدی اصحّ اسناداً» (ابن قیم الجوزیه، 1390، 143) و در جای دیگر تصریح می دارد که حدیث های مهدویت چهار دسته اند: صحیح، حسن، غریب و موضوعه (همان).
3- شیخ محمد جزری دمشقی (م 833 هـ ق) می نویسد: «حدیث های امام مهدی (ع) و اینکه وی در آخر الزمان خواهد آمد... نزد ما صحیح هستند» (جزری دمشقی، بی تا، 160).
4- ابن حجر عسقلانی (م 852 هـ ق) می گوید: «خبرها و روایت ها متواترند بر اینکه مهدی (ع) از این امت است و عیسی بن مریم (ع) خواهد آمد و پشت سر او نماز می گزارد» (ابن حجر عسقلانی، بی تا، ج 6، ص 493).
5- ابن حجر هیتمی (م 974 هـ ق) چنین می گوید: «حدیث هایی که در آنها از مهدی (ع) نام برده شده، فراوان و متواترند» (هیتمی، 1417، ج 2، ص 480).
6- محمدبن رسول الحسینی البرزنجی (م 1103 هـ ق) گفته است: «حدیث هایی که بر وجود مهدی (ع) و خروج او در آخرالزمان و اینکه از عترت رسول خدا (ص) و فرزند فاطمه (ص) است، دلالت دارند، به حد تواتر معنوی رسیده، پس هیچ دلیلی برای انکار آنها وجود ندارد» (برزنجی، 1370، 87).
7- محمدبن جعفر الکتانی المالکی (م 1345 هـ ق) نیز می گوید: «روایاتی که درباره امام مهدی (ع) آمده در حد تواترند» (کتانی، 1328، 241).
اندیشه اعتقاد به حضرت مهدی (ع) در متن تعالیم و آموزه های دینی جای دارد و موضوعی نیست که تنها بسته به یک حدیث باشد تا کسانی گمان کنند با تضعیف و تخریب آن، پایه تمام آن اعتقاد را فرو می ریزد. موضوعی که چنین در طول قرنها در کتابهای حدیثی و نوشته های دانشمندان مورد توجه بوده، اگر مورد تردید و تشکیک قرار گیرد، بی شک دیگر اعتقادات اسلامی نیز از تیر تردید و تشکیک در امان نخواهند ماند.
در فرهنگ شیعه نیز اعتقاد به حضرت مهدی (ع) بلکه وجود و غیبت آن حضرت از بایسته ها و مسلمات می باشد و حدیث های مربوط به این موضوع نیز چنان گسترده و فراوان هستند که جای هیچ شک و تردیدی باقی نمی گذارد. چنانچه مهمترین مجموعه های حدیث شیعه در موضوع مهدویت را می توان در سه کتاب: غیبت محمدبن ابراهیم نعمانی معروف به ابی زینب (م قرن چهارم)، اکمال الدین و اتمام النعمه صدوق (م 381 هـ ق) و کتاب الغیبه شیخ طوسی (م 460 هـ ق) مشاهده کرد.
گفتار چهارم: مشترکات دو فرقه در مهدویت
از جمله های محورهای مشترک احادیث مهدوی در هر دو فرقه عبارتند از:
1- نسب و خاندان حضرت مهدی (ع)
- از فرزندان و اهل بیت حضرت رسول اکرم (ص) می باشد؛ ابن ماجه و ترمذی به نقل از رسول خدا (ص) آورده اند: «المهدی منّا اهل البیت» (ابن ماجه، 1421، ح 4085) (ترمذی، 1421، ح 2230). شیخ طوسی هم از رسول خدا (ص) چنین نقل می فرماید: «المهدی من عترتی» (طوسی، 1411، 186).
- هم نام و هم کنیه پیامبر (ص): مقدسی شافعی به نقل از رسول خدا (ص) نقل می کند: «یکی از فرزندان من در آخرالزمان ظهور می کند که هم نام و هم کنیه من است» (مقدسی شافعی، 1416، باب 2، ص 56).
- از فرزندان امام علی (ع) و از نسل حضرت فاطمه (ص): سیوطی از طبرانی نقل کرده که رسول خدا (ص) دست علی (ع) را گرفته فرمود: «از نسل این، جوانی ظهور خواهد کرد که زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد» (سیوطی، 1409، 219). ابن ماجه نیز از ام سلمه نقل می کند که رسول خدا (ص) فرمود: «مهدی از خاندان من و از فرزندان فاطمه (ع) است» (ابن ماجه، 1421، ح 4278).
- شباهت خلق و خوی حضرت مهدی به پیامبر (ص): خطیب بغدادی از پیامبر اکرم (ص) نقل می کند که فرمود: «روزگاران به پایان نخواهد رسید مگر اینکه یکی از خاندان من که شمایل و رفتار او مانند من است در زمین مستقر خواهد شد و جهان را پر از عدل و داد می کند» (خطیب بغدادی، بی تا، ج 9، ص 471، ش 1501). محقق اربلی نیز از رسول خدا نقل می کند که فرمود: «مهدی از فرزندان من است و چهره اش همانند ستاره درخشان است» (اربلی، 1421، ج 3، ص 259، ح 8).
- ویژگیهای چهره: صنعانی چنین نقل می کند: «مهدی، کشیده بینی و پیشانی بلند است» (صنعانی، 1390، ح 20773). صدوق نیز در روایتی چنین نقل می کند: «بر گونه راست او خالی سیاه است» (صدوق، 1395، ج 2، ص 445، ح 19). کنجی شافعی نیز عین همین روایت را نقل می نماید (کنجی شافعی، 1421، باب 18، ح 51). نعمانی هم از امیرالمومنین (ع) روایت کرده است که: «مهدی دارای دندان های جدا از هم است» (نعمانی، 1363، باب 13، ص 214، ح 2) ابونعیم همین روایت را از رسول خدا (ص) نقل می کند (به نقل از: قندوزی، 1418، ج 3، ص 263).
- سن ظهور: جوینی از رسول خدا (ص) چنین نقل می کند: «مهدی از فرزندان من است در سن چهل سالگی...» (جوینی، 1400، ج 2، ص 565). قطب راوندی هم نقل می کند: «نشانه قائم ما هنگام خروج این است که از لحاظ سن، کهن سال ولی از نظر چهره، جوان می باشد که تماشاگر وی گمان می برد که او چهل ساله یا نزدیک به آن است» (راوندی، 1409، ج 3، ص 1170).
2- ویژگیهای ظهور حضرت مهدی (ع)
- قطعی بودن ظهور: ترمذی از رسول خدا (ص) چنین نقل می کند: «دنیا به پایان نخواهد آمد تا آنکه مردی از اهل بیت من که هم نام من نیز هست، بر عرب حاکم شود» (ترمذی، 1421، ح 2230). همین مضمون را ابن ابی شیبه (1416، ح 19487)، ابی داود (1421، ح 4282) و در منابع شیعه اصول کافی کلینی (1401، ج 1، ص 398، ح 2) و غیبت طوسی (1411، 185) می توان دید.
- شکل ظهور: از روایات اسلامی چنین بر می آید که حضرت مهدی (ع) بصورت غیررسمی در مدینه ظاهر و سپس در مکه بصورت رسمی اعلام ظهور می کند. در بسیاری از کتاب معتبر اهل سنت چنین آمده: «مردی از اهل مدینه به مکه می آید و مردمانی از اهل مکه گرد وی جمع می آیند و آنگاه میان رکن و مقام با وی بیعت می کنند» (ابن حنبل، بی تا، ج 6، ص 316). نعمانی نیز از امام باقر (ع) چنین روایت می کند: «سفیانی لشگری را به سوی مدینه گسیل می دارد، و مهدی از آنجا به مکه هجرت می کند و در مکه هنگامی که بر بیت اله الحرام تکیه زده، بانگ برآورد که ای مردم! ما از خداوند، پیروزی و ظفر را می طلبیم و در این هنگام، یاران 313 نفری وی نزد او جمع می شوند» (نعمانی، 1363، ص 279، ح 67).
- امدادهای الهی در فرایند ظهور: نعیم به نقل از امیرالمؤمنین (ع) چنین می آورد: «حضرت مهدی با پرچم پیامبر ظهور خواهد کرد و خداوند وی را با سه هزار فرشته یاری می رساند. آنان با چهره و پشت دشمنان را می کوبند» (ابن حماد، 1423، ص 259، ح 1014). جناب صدوق نیز به نقل از رسول کرم (ص) نقل می کند: «به من خطاب آمد که ای محمد! اینان (دوازده امام) اوصیا و دوستان منند، و زمین را به وسیله آخرین آنها از دشمنانم پاک خواهم کرد و باد را در تسخیر وی قرار خواهم داد و ابر را رام او می کنم و با لشکریانم او را مدد می رسانم و به وسیله ملائکه ام او را کمک می کنم» (صدوق، بی تا، ج 1، ص 262، ح 22).
- یاران حضرت: شمار یاران حضرت در حدیث های اهل سنت 313 نفر ذکر گردیده است (مقدسی، 1416، ص 91، ح 166) و (ابن حماد، 1423، ص 239، ح 939). در منابع حدیثی شیعه نیز دقیقاً همین تعداد تأکید شده است (نعمانی، 1363، ص 315، ح 9). باید افزود که محدثان هر دو فرقه، یاران حضرت مهدی (ع) را افرادی جنگ آور، دلیر، و با ایمان معرفی می کنند. مقدسی به نقل از علی (ع) چنین می آورد: «خداوند متعال گروهی را برای وی جمع خواهد کرد به مانند جمع شدن پاره های ابر، قلب های آنان را به هم پیوند زده و از هیچ کس هراس به دل ندارند» (مقدسی، 1416، 91). علامه مجلسی در حدیثی از امام باقر (ع) نقل می نماید: «گویا، آنان را می نگرم، سی صد و اندی مرد در بلندای کوفه ایستاده اند، دلهایی چون پولاد دارند و از مقابل و پشت سر وی، ترس بر دلهای دشمنان وی سایه می افکند» (مجلسی، بی تا، ج 52، ص 342).
3- زمینه های ظهور
در جستجوی تحولات اجتماعی پیش از ظهور که در احادیث مشترک شیعه و سنی آمده، چند نمونه عبارتند از:
- فراگیری یاس و ناامیدی میان مردم: ابن ابی شیبه از رسول خدا (ص) نقل می نماید: «مردی از خاندان من ظهور می کند آن هنگام که مردم گسسته از زمان باشند (کنایه از ناامیدی)» (ابن ابی شیبه، 1416، ج 7، ص 1416، ح 512). داود ابن کثیر الرقی از امام صادق (ع) نقل می کند که فرمودند: «هنگامی که ناامیدی از فرج بیش از هر زمانی شد، منادی از آسمان به اسم قائم صدا خواهد داد» (نعمانی، 1363، ص 186، ح 29).
- بی پناهی انسانها به واسطه فراگیر شدن ستم: رسول خدا (ص) در این زمینه می فرمایند: «بر امت من بلایی سخت از جانب حاکمانشان متوجه خواهد شد که سخت تر از آن شنیده نشده باشد تا بدان جا که پناهگاهی برای انسان یافت نشود، پس در این هنگام یکی از خاندان من ظهور خواهد کرد» (هیتمی، 1417، ج 2، ص 473). جناب ابن طاووس در ملاحم از امام باقر (ع) چنین نقل می کند: «مهدی، هنگامی قیام می کند که زمام کارهای جامعه در دست ستمکاران باشد» (ابن طاووس، 1398، 77).
- پیدایش فتنه ها: فتنه های تاریک و گمراه کننده که قوام جامعه را درهم می شکند، از جمله نشانه هایی است که در حدیث های هر دو فرقه برشمرده شده است. جوینی به نقل از رسول خدا (ص) روایت می کند: «مهدی این امت از نسل حسنین است، آن هنگام که دنیا گرفتار هرج و مرج و فتنه های فراوان گردید، و راهها بسته شد، و گروهی بر گروه دیگر یورش بردند که نه بزرگ بر کوچک ترحم می کند و نه کوچک احترام بزرگتر را نگه دارد، خداوند متعال در این هنگام، کسی را می فرستد که دژهای گمراهی را بگشاید» (جوینی، 1400، ج 2، ح 403). در روایتی نیز از امام باقر (ع) نقل شده است: «قائم قیام نخواهد کرد مگر به هنگام ترس شدید و زلزله ها و فتنه ای که دامن گیر مردم خواهد شد» (نعمانی، 1363، 235).
4- نشانه های ظهور
بسیاری از پیشینیان شیعه همانند: کلینی، نعمانی، صدوق، مفید و شیخ طوسی، و بسیاری از عالمان اهل سنت همانند: ابن حماد، مقدسی شافعی، هیثمی و سیوطی نشانه های ظهور امام مهدی (ع) را در کتاب های خود برشمرده اند. مهمترین این نشانه ها که بصورت مشترک آمده عبارتند از:
- ندای آسمانی: ابن حماد از رسول خدا (ص) نقل نموده: «در ماه محرم بانگی از آسمان برآید بدیم مضمون که برگزیده خداوند فلان است، پس سخنش را بشنوید و از وی پیروی کنید» (ابن حماد، 1423، ص 236، ح 931). نعمانی نیز درباره ندای آسمانی از امام باقر (ع) چنین نقل می کند: «آنگاه که منادی با نام مهدی بانگ برآورد، تمام ساکنان شرق و غرب عالم آن را بشنوند و هر انسان خوابیده ای بیدار خواهد شد و هر انسان ایستاده ای می نشیند و هیچ نشسته ای نیست جز اینکه از هراس این ندا به پا خیزد» (نعمانی، 1363، ص 253، ح 13).
- قیام سفیانی: از برخی روایات شیعه چنین بر می آید که وی شخصی است از تبار ابوسفیان که نام وی عثمان و پدرش عنبسه است (صدوق، 1395، ج 2، ص 651، ح 9) و برخی نیز او را از فرزندان عتبه بن ابی سفیان معرفی کرده اند (طوسی، 1411، 443) که بر مناطق پنج گانه: شام/ حمص، فلسطین، اردن و قنسرین (شهری نزدیک حلب) مسلط می شود (نعمانی، 1363، ص 300، ح 1). لشگر وی آهنگ مدینه می کند که در منطقه ای نزدیک مدینه به نام «بیداء» در زمین فرو می روند (نعمانی، 1363، ص 305، ح 14).
- پرچم های سیاه از خراسان: در روایات اسلامی سنی و شیعه، برافراشته شدن این پرچم به عنوان نشانه ظهور معرفی شده است. احمدبن حنبل از رسول خدا (ص) نقل می کند: «هنگامی که پرچم های سیاه را دیدید که از جانب خراسان می آیند، به آنان ملحق شوید؛ چون خلیفه خداوند (مهدی) در میان آنان می باشد» (ابن حنبل، بی تا، ج 5، ص 277). نعمانی نیز از علی (ع) نقل می کند: «در پی سه چیز انتظار فرج را توقع داشته باشید... پرچم های سیاه از خراسان» (نعمانی، 1363، ص 251، ح 8).
- قتل نفس زکیه: گرچه در مورد شخصیت نفس زکیه اطلاعی کلی در دسترس می باشد: «ان النفس الزکیه هو غلام من آل محمد» (راوندی، 1409، ج 3، ص 1154)، لیک کشته شدن نفس زکیه در روایات اهل سنت و شیعه متعدد آمده است. از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: «از مسایل ضروری که پیش از قیام قائم به وقوع می پیوندد کشته شدن نفس زکیه است» (نعمانی، 1363، ص 264، ح 26). ابن ابی شیبه نیز از پیامبر (ص) نقل می کند: «مهدی ظهور نخواهد کرد مگر آنکه نفس زکیه کشته شود، پس آن هنگام آسمانیان و اهل زمین بر آنان (قاتل ها) غضب می کنند و به دنبال آن، مردم به حضور مهدی (ع) می آیند و او زمین را پر از عدل و داد می کند» (ابن ابی شیبه، 1416، ج 8، ح 199).
5- عصر ظهور
بی شک عصر حاکمیت مهدی (ع) جزء آرمانهای بشر است که انسانها همواره چشم انتظار آن مدینه فاضله اند. حضرت در آن عصر براساس سیره و سنت رسول خدا (ص) رفتار می کند و اسلام را از نو پایه گذاری می کند (نعمانی، 1363، ص 232، ح 17) (مقدسی شافعی، 1416، باب 1، ص 41). از جمله ویژگیهای این عصر:
- عدالت فراگیر: نعیم بن حماد (1423، ح 958)، ابن ابی شیبه (1416، ح 19484)، احمد بن حنبل در مسند (ج 3، ص 17، ح 27)، ابن ماجه (1421، ح 4082)، ابی داود (1421، ح 4282)، ابن المنادی (1418، ص 178، ح 119) حدیث های متعددی در باب عدالت گستری حضرت ذکر کرده اند. مولفان شیعه نیز چون برقی (1416، 134)، کلینی (1401، ص 534، ح 18)، نعمانی (1363، ص 189، ح 44)، صدوق (1395، ص 287، ح 4)، شیخ طوسی (1411، ص 42، ح 102) این موضوع را در آثارشان آورده اند.
- رفاه عمومی: ابن ماجه این وضعیت ایده آل را چنین روایت می کند: «مردم در آن دوره به چنان نعمتی دست بیابند که در هیچ دوره ای چنین ندیده باشند» (1421، ح 4083). علامه مجلسی نیز همین مضمون را نقل کرده است (ج 51، ص 78).
- امنیت: این نیاز در ابعاد مختلفی چون امنیت اخلاقی، اقتصادی، حقوقی، خانوادگی و اجتماعی تجلی می یابد. ابن حماد از رسول خدا (ص) نقل می کند: «مهدی جهان را پر از عدل و داد می کند تا جایی که مردم را به فطرت اولی شان باز می گرداند، نه خوابیده ای را بیدار می کند و نه خونی را به ناحق می ریزد» (1423، ص 252، ح 985). طبرانی نیز در حدیثی از امام باقر (ع) می آورد: «پیرزنی سالخورده و ناتوان از این سوی جهان به آن سوی جهان رهسپار می شود و کسی متعرض او نمیشود» (1405، ج 8، ص 179).
6- نماز خواندن حضرت عیسی (ع) پشت سر حضرت مهدی (ع)
در شمار دیگری از احادیث به نزول حضرت عیسی (ع) و اقتدای ایشان به حضرت مهدی (ع) در هنگام نماز اشاره دارد. مقدسی شافعی از قول پیامبر (ص) می آورد: «مهدی بنگرد که ببیند عیسی فرود آمده و گویا آب از موهایش می چکد، امام مهدی (ع) به وی گوید: جلو برو و به نماز بایست که عیسی پاسخ می دهد: نماز برای تو به پا شده و آنگاه پشت سر مهدی (ع) به نماز می ایستد» (مقدسی شافعی، 1416، 292). جناب صدوق نیز چنین می آورد که امام صادق (ع) فرمودند: «عیسی بن مریم فرود خواهد آمد و پشت سر وی (مهدی ع) به نماز خواهد ایستاد» (صدوق، 1395، ج 2، ص 330، ح 16).
7- فراگیر شدن اسلام و حکومت جهانی حضرت مهدی (ع)
در دولت امام مهدی (ع) حاکمیت اسلام بر تمام پهنه زمین گسترده می شود و همه جوامع در مناطق مختلف جغرافیایی در زیر لوای دین توحیدی پیامبر (ص) در خواهند آمد. فخرالدین رازی از ابوهریره نقل کرده: «این آیه (آیه 33 سوره توبه) و عده ای الهی است بر اینکه خدای متعال، اسلام را بر همه آیین ها پیروز خواهد کرد و این اتفاق به هنگام نزول عیسی (ع) تحقق می یابد و سُدّی نیز گفته است: چنین پیروزی، در عصر ظهور امام مهدی (ع) خواهد بود» (رازی، 1423، ج 8، ص 42). امین الاسلام طبرسی نیز از رسول خدا (ص) چنین آورده است: «بر روی زمین هیچ خانه سنگی و گلی و نیز هیچ خیمه کرکی یافت نخواهد شد جز اینکه خداوند، اسلام را در آن خانه وارد می کند» (طبرسی، 1415، ج 5، ص 38).
گفتار پنجم: بررسی موارد اختلافی دو فرقه
با وجود دیدگاههای مشترک، آرای متفاوتی نیز میان دو فرقه وجود دارد که از اهم آن عبارتند از:
1- ولادت حضرت
در جامعه شیعه دوازده امامی، تولد امام مهدی (ع) مورد اجماع بوده چنانچه کلینی با صراحت می نویسد: «مهدی (ع) در نیمه شعبان سال 255 به دنیا آمد» (کلینی، 1401، ج 1، ص 514). حال آنکه بیشتر اهل سنت براین باورند که مهدی موعود هنوز متولد نشده و در آخر الزمان به دنیا خواهد آمد. محسن العباد استاد دانشگاه مدینه در این باره می نویسد: «در دیدگاه اهل سنت، مهدی در آخر الزمان به دنیا خواهد آمد و حاکمیت اسلامی را به دست خواهد گرفت» (عباد، 1411، 65).
2- اختلاف در نام پدر حضرت مهدی (ع)
ریشه این اختلاف به برخی از روایات اهل سنت بر می گردد که براساس آن پدر امام مهدی (ع) را هم نام پدر رسول خدا (ص) معرفی می کند: «المهدی اسمه اسمی و اسم ابیه اسم ابی» (ابن حماد، 1423، ح 1021). آنچه همگان را درباره صحت این حدیث به تردید انداخته، روایت بزرگان اهل سنت است که در جاهای مختلف آن را ذکر کرده اند در حالیکه عبارت «اسم ابیه اسم ابی» وجود ندارد و فقط قسمت «اسمه اسمی» ذکر شده است: ابی داود در دوجا، ترمذی در یک حدیث، احمدبن حنبل در چهار حدیث، طبرانی در دوازده حدیث. همچنین ابونعیم در مناقب المهدی، مجموع طرق حدیث منقول از عاصم را بر شمرده که 31 طرق را گردآوری کرده و در هیچ از آنها عبارت «اسم ابیه اسم ابی» وجود ندارد. (نقل از کنجی شافعی، 1421، 27-28).
شیعه برای اثبات اینکه نام پدر حضرت مهدی (ع) حسن است نه عبدالله، سه دلیل می آورد:
اول: احادیث زیاد و در حد تواتری که با اسناد متفاوت، نام پدر امام مهدی (ع) را مشخص می کند. آیت الله صافی گلپایگانی در کتاب خود 147 حدیث را ذکر کرده است (1421، فصل دوم، باب 21).
دوم: همین حدیث در کتب حدیثی شیعه فراوان نقل شده ولی در هیچ یک عبارت اضافه «اسم ابیه اسم ابی» وجود ندارد.
سوم: شهادت برخی از عالمان اهل سنت که مهدی موعود همان محمد بن الحسن العسگری (ع) است همانند: محمد بن طلحه الشافعی (1420، ج 2، ص 153)، علی بن محمد صباغ المالکی (1409، 281)، کنجی شافعی (1421، 97) احمدبن علی شعرانی (بی تا، ج 2، ص 562) محی الدین بن عربی (1420، 562)، علامه شبلنجی (1418، 168)، سلیمان القندوزی (1418، ج 2، ص 543).
3- امام مهدی (ع) فرزند امام حسن (ع) یا امام حسین (ع)؟
در این زمینه نیز دیدگاه غالب اهل سنت با شیعه متفاوت است؛ چنانچه اغلب سنیان معتقدند که آن حضرت از نسل امام حسن مجتبی (ع) می باشد حال آنکه شیعه اعتقاد حتم دارد حضرت مهدی (ع) از فرزندان امام حسین (ع) می باشد. مهمترین دلیل ادعای اهل سنت روایتی است که ابی داود آن را ذکر کرده: «علی (ع) به فرزندشان امام حسن (ع) نگریست و فرمود: این پسرم، آقا هستند؛ همانگونه که پیامبر (ص) این نام را بر وی نهادند؛ و از نسل او، شخصی به دنیا خواهد آمد که هم نام ایشان و در اخلاق، شبیه آن حضرت است، ولی در شکل و شمایل با وی شباهتی ندارد. آن گاه گستراندن عدالت را بر روی زمین توسط وی بیان داشتند. (1421، ح 4283). در پاسخ به این مورد، توجه به نکات زیر الزامی است:
- اولاً، بزرگان و محدثان اهل سنت همچون ابن حماد و جرزی شافعی با ذکر این حدیث از ابی داود، به جای کلمه «الحسن»، «الحسین» را قید کرده اند و متذکر شده اند: «قول صحیح تر آن است که، مهدی (ع) از فرزندان امام حسین (ع) است» (شافعی، 1416، 45). حتی سیدصدرالدین صدر (بی تا، 63) و نیز نجم الدین عسکری (بی تا، ج 1، ص 139) نسخه ای از «عقد الدرر فی اخبار المنتظر» را مورد استناد قرار داده اند که در آن «الحسین» ذکر شده است.
- ثانیاً حدیث ابی داود از نظر سند منقطع است، چون راوی آخری که حدیث را از علی (ع) نقل کرده شخصی است به نام ابی اسحاق سبیعی که از لحاظ تاریخی سن او اقتضای روایت از علی (ع) را ندارد.
- ثالثاً این حدیث با احادیث دیگر اهل سنت که امام مهدی را از نسل امام حسین (ع) می دانند در تعارض آشکار است از جمله حدیث حذیفه بن الیمان (شافعی، 1416، 46).
4- تردید یا انکار
اعتبار احادیث مهدویت تا جایی است که محدثان اهل سنت علاوه بر صحت بر تواتر آنها نیز تصریح کرده اند؛ با این حال تعداد اندکی نیز به دیده تردید و حتی گاه انکار به این حدیث ها نگریسته اند. ریشه اصلی نقد روایات مهدویت را از دو عامل می توان بررسی کرد:
اول: انتقاداتی که با استناد به ارزیابی سندی احادیث صورت گرفته و از مهمترین آنها ابن خلدون و دکتر عدّاب محمود الحمش می توان نام برد؛
دوم: انتقاداتی که ناشی از یک نوع تعصب خاص و عناد با شیعه می باشد که هر نوع فکر اسلامی که در فرهنگ شیعه جلوه بیشتری داشته است را، مورد تردید و انکار قرار داده اند. از جمله این افکار، اعتقاد به مهدی موعود می باشد که افرادی همچون: رشید رضا، احمد امین و فرید وجدی به انکار آن اقدام و احادیث را ساختگی توسط شیعیان قلمداد کرده اند.
به جرأت می توان گفت شاخص ترین فردی که به انکار و تردید در احادیث مهدویت پرداخته، ابن خلدون است که به سبب نوشتن کتاب مقدمه، بحث های فراوانی را باعث گردید و موضوع مهدویت را مورد تردید قرار داد: «تعدادی از احادیثی که بزرگان در مورد امام مهدی (ع) و خروج او در آخرالزمان ذکر کرده اند، جز اندکی از این احادیث، از نقد مصون نماند» (ابن خلدون، 1421، 253). در پاسخ به نگرش تردیدآمیز ایشان به احادیث مهدویت باید گفت که:
- اولاً: ایشان در موضوعی به اظهار نظر پرداخته که در محدوده تخصص و تبحر وی نبوده است و به چیزی روی آورده که مقدمات لازم را در آن باره نداشته است؛ چنانچه شیخ عبدالمحسن العباد استاد دانشگاه مدینه نیز در این زمینه می نویسد: «ابن خلدون یک تاریخ نگار است و از رجل حدیث شناس نیست؛ از این رو، در تصحیح و تضعیف احادیث نمی توان به گفته او اعتماد کرد. در این رشته عالمانی چون: بیهقی، عقیلی، خطابی، ذهبی، ابن تیمیه و ابن قیم و دیگران که اهل درایت و روایت هستند مورد اعتمادند، آنان جملگی قائل به صحت بسیاری از احادیث مهدی اند؛ بنابراین کسی که به ابن خلدون رجوع کند، مانند کسی است که از دریاهای لبریز از آب، روی برگرداند و به سوی آب باریکه ای روی آورد» (عباد، 1411، ش 45).
- ثانیاً: دست کم چهار روایت که اسناد خوب و قابل قبولی دارند و ابن خلدون پس از نقل آنها صحت آنها را نیز تصریح کرده، برای اثبات موضوع مهدویت کفایت می کند. از جمله این حدیث که از قول پیامبر (ص) نقل می نماید: «مهدی در پایان دوران امتم، ظهور خواهد کرد و خداوند باران بر او فرود خواهد آورد و زمین روییدنی هایش را بیرون می دهد و اموال را میان مردم یکسان تقسیم می کند» (ابن خلدون، 1421، 249).
- ثالثاً: صرف تواتر یک خبر، یقینی بودن و محرز بودن آن را اثبات می کند، چنانچه ابن تیمیه نیز می گوید: «خبری که یکی از صحابه یا دوتن از آنها، نقل کرده اند و امت آن را تلقی به قبول کردند، نزد همه عالمان علم آور است» (ابن تیمیه، 1405، 155). حال احادیث مهدوی که دست کم سی نفر از صحابه آن را ذکر کرده اند و خود ابن خلدون نیز در جایی از مقدمه به این اتفاق نظر تصریح کرده: «بدان که در گذر روزگاران، میان تمام پیروان اسلام، مشهور شد که ناگزیر در پایان دوران، مردی از خاندان نبوی سر برافرازد که به دین استواری بخشد و دادگری پدیدار سازد و مسلمانان وی را پیروی کنند و بر سرزمین های اسلامی فرمان روا، و «مهدی» نامیده شود» (ابن خلدون، 1421، 245)؛ چگونه علم آور نیست؟!
- رابعاً؛ ابن خلدون که صحیح بخاری و مسلم، صحاح و سنن را می ستاید و آنها را مهمترین کتاب های حدیثی معرفی کرده و شروط پذیرش راوی را به ویژه در صحیحین، نزد همه عالمان اهل سنت مقبول و معتبر می شمارد (ابن خلدون، 1421، 488- 489)، به این مطلب توجه ندارد که تعدادی از راویان حدیث های امام مهدی (ع) که در این بخش از کتاب، تضعیف شده اند، از رجال یکی از صحیحین یا هر دو آنها هستند، مانند: عاصم ابن ابی النجود (بنداری، 1413، ج 2، ص 214)، عکرمه بن عمار العجلی (همان، ص 553)، یزید بن ابی زیاد الهاشمی (همان، ج 4، ص 250)، ابوعبدالرحمان عبداله بن لهیعه (همان، ج 2، ص 336)، عمروبن ابی قیس (همان، ج 3، ص 163) و اسدبن موسی بن ابراهیم (همان، ج 1، ص 110).
پس از ابن خلدون، از دیگر کسانی که بدون بررسی و فقط از روی معاندت با افکار شیعی، مهدویت را زیر سؤال برده اند، رشید رضا در تفسیر المنار، و احمدامین در ضحی الاسلام می باشند. بطور خلاصه تمام مواردی که ایشان در انکار مهدویت ذکر و به آن استناد کرده اند در پنج مطلب زیر خلاصه می شود:
1- تعارض روایات مهدویت
2- اینکه بخاری و مسلم این احادیث را ذکر نکرده اند
3- اعتقاد به مهدی، عوارض و آثار منفی را در دنیای اسلام به دنبال داشته است
4- مهدویت فکری شیعی است
5- اندیشه مهدویت موضوعی خرافی است
در پاسخ به محورهای پنجگانه فوق چنین استفاده می شود:
محور اول: می بایست یادآور شد که به صرف اینکه احادیث و اخبار در یک موضوع دچار برخی تعارض ها باشند موجب نمی شود از تمام آن احادیث و اخبار صرف نظر کرده و آنها را جعلی و غیرصحیح دانست، حال آنکه ایشان بصورت ناصحیح حکم کلی می دهد: «هیچ یک از احادیث مهدی، صحیح نمی باشند؛ و این احادیث با این حال، با هم دیگر متعارضند به گونه ای که یکدیگر را دفع می کنند» (رشیدرضا، ج 10، ص 393). نکته مهم دیگر توجه به این نکته است که تعارض ادعا شده تعارض درباره جزئیات و خصوصیات مربوط به امام مهدی (ع) است و نه تعارض در اصل و اساس مهدویت.
محور دوم: دلیل دوم انکار و رد احادیث مهدویت توسط رشیدرضا عدم نقل این احادیث در صحیحین می باشد: «تعارض در احادیث مهدی قوی تر و ظاهرتر است و جمع میان روایت در این جا مشکل تر و منکران آن نیز، فراوان تر و شبهه در آنها نیز ظاهرتر است و به همین سبب شیخان (مسلم و بخاری) در دو کتابشان توجهی به این روایات نکرده اند» (رشیدرضا، ج 9، ص 499) و احمدامین نیز می نویسد: «بخاری و مسلم هیچ یک از احادیث مهدی را ذکر نکرده اند، و این دلیل آن است که این روایات نزد آنان صحیح نبوده است» (احمدامین، 1999، ج 3، ص 237). در پاسخ به این استدلال باید گفت:
- اگر صحیحین حدیثی را نقل نکنند، هرگز دلیل ضعف آن حدیث نیست چون خود آنها معترف به این مسئله اند که در صدد جمع آوری همه حدیث های صحیح نبوده اند. از بخاری روایت شده که گفته: «حدیثی را در کتابم وارد نکردم جز اینکه صحیح بوده و خیلی از احادیث صحیح را به سبب طولانی نشدن کتاب حذف کردم» (ابن صلاح، 1416، 21-22)، و از مسلم نیز چنین نقل شده: «چنین نیست هر حدیثی که نزد من صحیح باشد آن را در اینجا (صحیح) بیاورم، بلکه هر آنچه مورد اجماع و توافق بوده است را ذکر کرده ام» (نووی، ج 1، ص 68).
- منحصر دانستن حدیث های صحیح در صحیحین، به معنای تشکیک و تردید در همه کتاب های حدیثی دیگر اهل سنت است، حال آنکه احادیث صحیح در دیگر کتب اهل سنت نیز فراوان یافت می شود؛ ابن صلاح می گوید: «احادیث صحیح علاوه بر آنچه در صحیح بخاری و مسلم وجود دارد، می توان در یکی از نوشته های معتمد و مشهور امامان حدیث از جمله ابی داود سجستانی، ابوعیسی ترمذی، ابوعبدالرحمان نسائی، ابوبکر بن خزیمه، ابوالحسن الدار قطنی و دیگران که بر صحت آن احادیث تصریح دارند، پیدا کرد» (ابن صلاح، 1416، 23).
- علما حدیث صحیح را بر هفت مرتبه تقسیم کرده اند که تنها سه قسم در صحیحین آمده است. لیک احادیثی همانند عشره مبشره که در صحیحین وجود ندارد ولی همه امت بدان معتقدند و از اعتبار لازم برخوردارند. پس نمی توان به صرف عدم نقل در صحیحین احادیث مهدویت را فاقد اعتبار دانست.
- چند حدیث هم در صحیح بخاری و هم در صحیح مسلم وجود دارد که هر چند به صراحت نام امام مهدی (ع) ذکر نشده است، ولی در تفسیر آنها راهی جز تطبیق بر امام مهدی (ع) وجود ندارد و بزرگان اهل سنت هم در شرحی که بر صحیحین نوشته اند آن را به امام مهدی (ع) تفسیر کرده اند. به عنوان نمونه بخاری از قول پیامبر (ص) می نویسد: «هنگامی که فرزند مریم در میان شما فرود آید و امام شما از خود شما باشد» (بخاری، 1422، ح 3449). این امامی که در حدیث ذکر شده، به تصریح ابونعیم اصفهانی و حارث بن ابی اسامه (به نقل از: بستوی، 1420، 180) و ابن حجر عسقلانی (شارح صحیح بخاری) (عسقلانی، بی تا، ج 7، توضیح ح 3449) امام مهدی (ع) می باشد.
محور سوم: سومین دلیل انکار احادیث مهدویت از سوی رشیدرضا و احمد امین، تبعات و آثار منفی این اعتقاد می باشد. به گفته آنها این اعتقاد باعث نوعی خمودی و رکود اجتماعی میان مسلمانان می شود، به این صورت که مسلمانان به امید ظهور مهدی موعود و اصلاح نابسامانی، خود را فارغ از هرگونه اقدام کرده و حل آنها را به ظهور مهدی (ع) حواله می دهند. اثر منفی دیگر، مدعیان دروغین مهدویت هستند که در هر زمان پیدا شده و موجب گسیختگی اجتماعی می شوند.
در پاسخ باید گفت که منطق استدلالی جناب رشید رضا شبیه منطقی است که به جای تصحیح سوء استفاده از یک اندیشه استوار و متقن، اساس مسئله و اندیشه را منکر می شود. اگر برخی از افراد در برداشت از مسئله مهدویت چنین باور دارند که تکلیف و حرکت و تلاش را از خود ساقط کنند و اجرای احکام الهی را تا زمان ظهور حضرت تعطیل نمایند، بدیهی است هیچگونه روشن بینی و فهم عمیق از مفهوم انتظار و مهدویت ندارند و این تلقی های ناصواب آنان را از مسئله انتظار سازنده فاصله انداخته است. شهید مطهری نیز انتظار سازنده را بودن در گروه اهل حق می داند: «ظهور مهدی موعود حلقه ای است از حلقات مبارزه اهل حق و باطل که به پیروزی نهایی اهل حق منتهی می شود. سهیم بودن یک فرد در این سعادت، موقوف به این است که آن فرد عملاً در گروه اهل حق باشد» (مطهری، 1376، 57). ایشان در نقد کژاندیشی های این چنینی می نویسد: «بعضی از افراد، با هر اصلاحی مخالفند، می گویند... باید مرتب بدتر شود تا حضرت ظهور کند، این بدون شک برخلاف یک اصل قطعی اسلامی است؛ یعنی به انتظار ظهور حضرت حجت، هیچ تکلیفی از ما ساقط نمی شود، نه تکلیف فردی نه تکلیف اجتماعی» (همان، 58).
در پاسخ به مدعیان مهدویت، باید گفت کم نبودند افرادی همانند مسیلمه کذاب که ادعای نبوت داشتند، آیا می توان به واسطه این ادعا نبوت انبیا و رسول خدا (ص) را مورد تردید و انکار قرار داد؟ ثانیاً این ادعاهای دروغین، حکایت از یک حقیقت مسلم و اعتقاد ریشه دار دینی در میان دین مداران دارد که می خواهند به نفع مطامع خود بهره برداری کنند. روشن است تشخیص این حقیقت بزرگ یعنی اعتقاد مهدویت و همچنین تشخیص ادعاهای واقعی از دروغ، چندان مشکل نیست.
محور چهارم: دلیل دیگر انکار مهدویت توسط رشیدرضا و احمدامین، ادعای شیعی بودن این اندیشه است (رشیدرضد، بی تا، ج 10، ص 392- 393) (احمدامین، 1999، ج 3، ص 241). در پاسخ باید گفت اگر مهدویت زاییده اندیشه شیعی است، صدها حدیث که توسط نویسندگان اهل سنت وارد شده و اغلب نیز دارای اسناد خوبی هستند، دچار تزلزل می شوند. اگر بر صرف شیعه بودن راوی حدیث، آن حدیث از درجه اعتبار ساقط شود، بسیاری از کتابهای معتبر اهل سنت که از شیعه حدیث نقل کرده اند، مردود می شود. بدیهی است این طرز فکر غلط بوده و حتی شیخ مفید آن را «از بین بردن شریعت» می خواند (مفید، 1413، ج 7، ص 12). پس نه تنها مهدویت اندیشه شیعی نیست بلکه چنان میان عالمان اهل سنت شیوع یافته که جناب الکتّانی آن را «جزو عقاید» آنها می داند (کتانی، 1328، 145).
محور پنجم: پنجمین علت منکران مهدویت، خرافی بودن اندیشه مهدویت است. رشیدرضا می نویسد: «برای شیعه در مورد مهدویت خرافاتی است که با اصول دین مخالف می باشد» (رشیدرضا، ج 10، ص 294) و احمدامین با تأکید بیشتری می گوید: «حدیث مهدی یک حدیث خرافه است» (احمدامین، 1999، ج 3، ص 243). باید اذعان کرد اگر به صرف اینکه فکر و اندیشه ای به مذاق کسی خوش نیاید آن را متهم به خرافه بودن بکند و با این اتهام آن فکر و اندیشه را زیر سؤال ببرد، آیا حاشیه امنی برای عقاید و آرا و حتی احکام باقی می ماند؟ آیا این نوع برخورد با افکار و اندیشه ها می تواند مورد تأیید اهل نظر باشد؟ اندیشه مهدویت با سنت الهی و عقل بشری در سازگاری کامل است بدان جهت که سنت الهی این است که حق در جهان باید پیاده شود و عدالت گسترش یابد.
در آخر شایسته است به این مطلب اشاره شود که جناب محمد فرید وجدی نیز از دیگر کسانی است که حدیث های مهدویت را منکر شده اند. ولی باید یادآوری نمود که اولاً ایشان نیز پس از ذکر چند حدیث اندک از مجموعه فراوان احادیث مهدویت به نتیجه گیری پرداخته و سرانجام منکر اصل مهم عقیدتی مهدویت شده اند که کاری منطقی و عالمانه نیست و به دور از معیارهای علمی می باشد. آقای وجدی اگر قصد داوری را داشتند باید ابتدا مجموعه احادیث مهدویت را بررسی می کردند و از لحاظ سندی و محتوایی نیز آنها را بررسی می کرد و آنگاه به نتیجه گیری می پرداخت. ثانیاً ایشان در نوشته های خود مدعی شده اند که بسیاری از بزرگان اسلامی احادیث مهدویت را تضعیف کرده اند، حال آنکه ایشان از هیچ کسی نام نبرده است. این ادعای ایشان در صورتی است که اکثریت صاحب نظران و عالمان اسلامی، این احادیث را تلقی به قبول کرده اند.
نتیجه گیری
تمام فرق اسلامی بالعموم و شیعه و سنی بالاخص، به ظهور منجی در آخرالزمان امید و اعتقاد دارد گرچه در بیان ویژگیهای فردی او اختلافاتی وجود دارد؛ ولی طبق نص صریح پیامبر اسلام (ص) که از طریق شیعه و سنی به نحو تواتر رسیده است، خلفای حضرت، دوازده نفر و به عدد جانشینان حضرت موسی  (ع) در قوم بنی اسرائیل است که اولین آن علی بن ابیطالب (ع) و آخرین آن مهدی موعود فرزند یازدهم علی و فاطمه (ع) و فرزند بلافصل امام یازدهم می باشد.
با مروری در کتب حدیث شیعه و سنی سه نتیجه مهم حاصل می شود:
1- مباحث مربوط به امام مهدی (ع) از سده های نخستین همواره مورد توجه دانشمندان و نویسندگان برجسته مسلمان بوده، و به دلیل جایگاه والا و اهمیت این موضوع، کمتر موضوعی چنین مورد توجه واقع شده است؛ به گونه ای که باور داشت مهدویت بخشی از اعتقادات هر دو فرقه شده و در اصل اعتقاد به ظهور منجی، نوعی اتفاق نظر و وحدت فکری شکل گرفته است.
2- در حوزه تطبیقی حدیث های مهدویت دو فرقه، وقتی با دید علمی و منصفانه برخورد می شود، اتفاق نظر و مواضع مشترک متعددی در اصل و ساختار بنیادی این عقیده مشاهده می شود و در کنار آن عنوان های اختلافی نیز در بخش جزئیات به چشم می خورد که البته همه آنها نیز به نوبه خود از طریق راه جمع بین احادیث قابل حل می باشد.
3- مسئله خطرناک و مهلک، نگرش تردید آلود و انکارآمیز به مسئله مهدویت است که طی آن بدون توجه به میزان اعتبار احادیث اسلامی و سابقه تدوین آنها، و فقط از روی تعصب خاص و عناد با شیعه و مبتنی بر یک سری استبعادها و ذوقیات شکل گرفته است. این طرز برخورد نه تنها حل مسئله نیست بلکه پاک کردن صورت مسئله می باشد که باعث می شود به جای برخورد عالمانه، اعمال سلیقه ها مبنای پذیرش و یا رد حدیث قرار گیرد و منجر به تزلزل در مبانی و معتقدات اسلامی و تضعیف در فرایند تقریب مذاهب و اتحاد جهان اسلام شود.
احادیث هر دو فرقه حکومتی مشترک و جهانی که اجحاف در آن راه ندارد و مبتنی بر اتحاد مسلک و عقیده است را نوید می دهند که همه ملل تحت فرمانروایی یک حاکم عادل و با آرامش و فرهنگی متعالی زندگی می کنند. این امر خود عاملی بسیار مهم در امیدبخشی و حیات جوامع مسلمان می باشد که با رهنمون نمودن جامعه به سوی کمال و اجتناب از هرگونه رخوت و زشتی، خود را به حیات طیبه و تکامل لایق خود نایل سازند. بدیهی است این حرکت رو به رشد و آرمانخواهانه مسلمانان در هر مقطع زمانی ارزشمند خواهد بود چرا که در میان غوغای تحولات آخرالزمان فطرت بشری سالم می ماند و جوامع دچار اضطراب نمی شوند؛ حال چه به عقیده اهل تسنن این تحولات (اشراط الساعه) مقدمه قیامت باشد و یا به عقیده شیعه مقوله ای جدا از قیامت باشد. آنچه مهم است راه و هدفی است که مهدویت برای مسلمانان ترسیم می کند و طریق پیمودن این راه را نیز جهت نیل به کمال مطلق روشن می سازد.
فهرست منابع
1- قرآن کریم
2- ابن ابی شیبه، محمد، الکتاب المصنف فی الاحادیث و الاثار، چاپ اول، دارالکتب العلمیه، بیروت، 1416 هـ .ق.
3- ابن المنادی، احمدبن جعفر، الملاحم، دارالسیره، قم، 1418 هـ .ق.
4- ابن تیمیه، احمد، علم الحدیث، چاپ دوم، عالم الکتب، بیروت، 1405 هـ .ق.
5- ابن تیمیه، احمد، منهاج السنه النبویه، چاپ اول، 1406 هـ .ق.
6- ابن حجر عسقلانی، احمد، فتح الباری بشرح الصحیح البخاری، دارالمعرفه، بیروت [بی تا].
7- ابن حماد، نعیم، الفتن، چاپ دوم، دارالمکتب العلمیه، بیروت، 1423 هـ .ق.
8- ابن حنبل، احمد، مسند، درالفکر، بیروت [بی تا].
9- ابن خلدون، عبدالرحمان، مقدمه، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، بیروت، 1421 هـ .ق.
10- ابن شهر آشوب، محمدبن علی، مناقب آل ابی طالب، چاپ سوم، دارالضراء، بیروت، 1412 هـ .ق.
11- ابن صباغ، علی بن محمد، الفصول المهمه فی معرفه الاحوال الائمه، چاپ دوم، دارالضراء، بیروت، 1409 هـ .ق.
12- ابن صلاح، عثمان بن عبدالرحمان، علوم الحدیث، چاپ اول، دارالکتب العلمیه، بیروت، 1416 هـ .ق.
13- ابن طاووس، علی بن سعدالدین بن جعفربن محمد، الملاحم و الفتن فی ظهور الغائب المنتظر، چاپ دوم، موسسه اعلمی، بیروت، 1398 هـ .ق.
14- ابن عربی، محیی الدین، فتوحات المکیه، چاپ اول، دارالکتب العلمیه، بیروت، 1420 هـ .ق.
15- ابن قیم الجوزیه، شمس الدین، المنار المنیف فی الصحیح و الضعیف، چاپ اول، مکتب المطبوعات الاسلامیه، حلب، 1390 هـ .ق.
16- ابن ماجه، محمدبن یزید، سنن، چاپ اول، داراحیاء التراث العربی، بیروت، 1421 هـ .ق.
17- ابی داود، سلیمان بن اشعث، کتاب السنن، چاپ اول، داراحیاء التراث العربی، بیروت، 1421 هـ .ق.
18- احمد، امین، ضحی الاسلام، مکتبه الاسره، مصر، 1999 م.
19- اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه فی معرفه الائمه، چاپ اول، دارالاضوء، بیروت، 1421 هـ .ق.
20- بخاری، محمدبن اسماعیل، صحیح البخاری، چاپ اول، داراحیاء التراث العربی، بیروت، 1422 هـ .ق.
21- برقی، احمدبن محمدخالد، چاپ دوم، مجمع جهانی اهل بیت، 1416 هـ .ق.
22- بستوی، عبدالعلیم، المهدی المنتظر فی ضوء الاحدیث و الاثار الصحیحه، چاپ اول، دار ابن حزم، بیروت، 1420 هـ .ق.
23- بنداری، سلیمان و سیدکسروی، حسن، موسوعه رجال الکتب الشیعه، چاپ اول، دارالکتب العلمیه، بیروت، 1413 هـ .ق.
24- ترمذی، محمدبن عیسی، الجامع الصحیح، چاپ اول، داراحیاء التراث العربی، بیروت، 1421 هـ .ق.
25- جوینی الخراسانی، علی بن محمد، فوائد المسطین، چاپ اول، موسسه محمودی، بیروت، 1400 هـ .ق.
26- حسینی جلالی، سیدمحمد جواد، احادیث المهدی من مسند احمد بن حنبل، چاپ پنجم، جامعه مدرسین، قم، 1409 هـ .ق.
27- خطیب بغدادی، احمدبن علی، تاریخ بغداد، دارالکتب العلمیه، بیروت [بی تا]
28- رازی، فخرالدین، التفسیر الکبیر، دارالفکر، بیروت، 1423 هـ .ق.
29- راوندی، قطب الدین، الخرائج و الجرائع، چاپ اول، مدرسه الام المهدی (ع)، قم، 1409 هـ .ق.
30- رشیدرضا، محمد، المنار، چاپ دوم، دارالفکر، بیروت [بی تا].
31- سلیم بن قیس، کتاب سلیم، چاپ اول، نشر الهادی، قم، 1415 هـ .ق.
32- شبلنجی، سیدمومن بن حسن، نورالابصار فی مناقب آل بیت النبی المختار، چاپ اول، دارالکتب العلمیه، بیروت، 1418 هـ .ق.
33- صادقی گلپایگانی، لطف اله، منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر، چاپ دوم، انتشارات حضرت معصومه (س)، قم، 1421 هـ .ق.
34- صدر، صدرالدین، المهدی، انصاریان، قم [بی تا].
35- صدوق، محمدبن علی، کمال الدین، دارالکتب الاسلامیه، 1395 هـ .ق.
36- صدوق، محمدبن علی، عیون اخبار الرضا (ع)، چاپ دوم، انتشارات طوس، قم [بی تا].
37- صنعانی، عبدالرزاق، المصنف، چاپ اول، المجلس العلمی، هند، 1390 هـ .ق.
38- طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الاوسط، چاپ اول، مکتبه المعارف، ریاض، 1405 هـ .ق.
39- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، چاپ اول، مؤسسه اعلمی للمطبوعات، بیروت، 1415 هـ .ق.
40- طلحه الشافعی، کمال الدین، مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول، چاپ اول، مؤسسه ام القری، بیروت، 1420 هـ .ق.
41- طوسی، محمدبن الحسن، غیبت، چاپ اول، مؤسسه معارف اسلامی، قم، 1411 هـ .ق.
42- عباد، عبدالمحسن، الرد علی من کذب بالاحادیث الصحیحه الوارده فی المهدی، مجله الجامعه الاسلامیه، ش 45، 1411 هـ .ق.
43- عسکری، نجم الدین، المهدی الموعود المنتظر عند علماء اهل السنه و الامامیه، [بی تا].
44- قندوزی، سلیمان، ینابیع الموده، چاپ اول، اعلمی، بیروت، 1418 هـ .ق.
45- کتانی، محمدبن جعفر، نظم المتناثر من الحدیث المتواتر، چاپ اول، مطبعه المولودیه، فاس، 1328 هـ .ق.
46- کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، چاپ چهارم، دارصعب، بیروت، 1401 هـ .ق.
47- کنجی شافعی، محمد، البیان فی اخبار صاحب الزمان، چاپ اول، دارالمحجه البیضاء، بیروت، 1421 هـ.ق.
48- مطهری، مرتضی، قیام و انقلاب مهدی از دیدگاه فلسفه تاریخ، چاپ 21، صدرا، تهران، 1379 هـ .ش.
49- مفید، محمدبن نعمان، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، چاپ اول، کنگره جهانی شیخ، قم، 1413 هـ .ق.
50- مقدسی، شافعی، یوسف، عقدالدرر فی اخبار المنتظر، چاپ اول، جمکران، قم، 1416 هـ .ق.
51- نعمانی، محمدبن ابراهیم، غیبت، ترجمه جواد غفاری، چاپ اول، کتابخانه ی صدوق، تهران، 1363 هـ.ش.
52- نووی، یحیی بن شرف، شرح مسلم، دارالقلم، بیروت [بی تا].
53- هیتمی، بن حجر حمدبن محمد، الصواعق المحرقه، چاپ اول، مؤسسه الرساله، بیروت، 1417 هـ .ق.

 

موضوع

موضوع