رفتن به محتوای اصلی
لطفا صبر کنید...

موعود باوری در اندیشه حضرت آیت الله صافی گلپایگانی

موعود باوری و اهمیت آن:
انديشه مهدويت عـلاوه بر آن كه فرجام متعالي و شكوهمند آينده جهان و سرمنزل متعالي و متكامل تاريخ بشري است، داراي ظرفيت¬هاي تمدن¬سازي هم مي¬باشد كه توجه به اين ظرفيت¬ها و قابليت¬ها سبب احياي تمدن اسلامي مي¬گردد [1]. بدون شّك "عقيده به مهدويت" و اعتقاد به ظهور حضرت مهدى علیه السلام به ¬عنوان منجى عالم بشريت، باورى صرفاً اسلامی است كه براساس کتاب و سنّت پديد آمده و همگى مسلمانان پیشین و پسین بر آن اتفاق نظر دارند و حتی گروهی از بزرگان و صاحب¬نظران به متواتر بودن احادیث وارده در این باب حکم نموده¬اند [2].
اين باورداشت، به¬عنوان اندیشه¬ای اسلامی، بر پايه قویترين برهان¬هاى نقلى و عقلى استوار است و بررسى تاريخ و شواهد بسيار آن، بهترين تأييد بر صحّت متانت آن به شمار می¬رود و هيچ يك از مسلمانان، چه از شيعيان و چه از اهل سنّت به انكار يا تشكيك در آن نپرداخته است، مگر برخى از افراد تازه به دوران رسيده كه تحت تأثير تبليغات غربيان قرار گرفته و در دام¬هاى استعمار گرفتار آمده و فرهنگ را جز با انكار الهام و روايات قطعيه و يا تعريف و تأويل آن در چهارچوب مقاصد منكران ديانت و مادّى¬گرايان تفسير و تحليل نمی¬كنند. قابل ذكر اينكه در تضعيف "باور مهدويت" و احاديث مربوط به آن، اثرى از پيشگامان اهل سنّت نيست و در بين صحابه قرن اوّل هجرى و تابعين نيز ذكرى از آن به ميان نيامده است [2].
مهمترین دلیل تضعیف¬کنندگان "باور مهدویت" آن است که بروز این عقیده موجب اختلاف و درگیری میان مسلمانان گردیده است و گاهی به اختلاف احادیث موجود در شیعه و سنی در این خصوص استناد می¬نمایند. مرجع بزرگوار تشیع، حضرت آیت¬الله العظمی صافی گلپایگانی (حفظه الله) در کتاب "سلسله مباحث امامت و مهدویت" در پاسخ به این عده، دلایلی را ارائه می¬نمایند که در ادامه به بررسی آن¬ها پرداخته خواهد شد [2]:
•    بر وقوع ذكر اين عقيده بين صحابه و تابعین صدر اوّل اسلام و بر اينكه خود پيامبر اکرم (ص) اولين پايگاه براى نشر "عقيده به مهدويت" در بين مسلمانان بوده¬اند، چه دليلى قوى¬تر و محكم¬تر از وجود خود اين احاديث متواتره، در اصلى¬ترين و معتبرترين كتاب¬هاى اهل سنّت است و چه برهانى روشن¬تر از اجماع علماى مسلمین و اينكه آنان هيچ¬كس از مدعيان مهدويت را با استناد به عدم صحّت ظهور مهدى (ع) رد نکرده¬اند بلكه در ردّ ادّعاى چنان افرادى، به عدم وجود صفات و اشاره¬هاى خاص مهدى (ع) در آن¬ها، استناد کرده¬اند.
•    شايد هرگز هيچ عقيده و يا اصلى را نتوان يافت كه بر سر آن اختلاف و درگيرى و نزاع صورت نگرفته باشد. حتّى مى¬توان گفت كه: نزاع¬ها و درگيرى¬ها پيرامون مسائل خداشناسى و نبوّت پيامبران الهى(ع) نيز، بيش از مسئله مهدويت به وقوع پيوسته است.
•    هيچ¬كسى احاديث وارده در باب "عقيده به مهدويت" را مردود و شبه¬دار نمى¬پندارد، مگر ناآگاهانِ به صناعت حديث¬شناسى، يا آگاهانى كه تحت¬تأثير تبليغات باطل و فتنه¬هاى گمراهى آفرين استعمارگران، با سنّت پيامبر (ص) به دشمنى برخاسته¬اند.
مهدویت در کلام قرآن کریم
درباره ولایت ائمه اثنی عشـر علیهم السـلام و حکومت عدل حضـرت مهدي علیه السلام و جهانگیر شدن اسلام در قرآن کریم موارد بسیاری ذکر شده است. آیاتی چون آیه 7 سوره مبارکه رعد، آیه 124 سوره مبارکه بقره، آیه 35 سوره مبارکه یونس از جمله این موارد هستند [3]. این آیـات از آن جهت به این مطلب دلالت دارنـد که از آن¬هـا خـالی نبودن جـامعه از امـام معصوم صـاحب مقـام امامت و همچنین اعلمیت او از دیگران استفاده می¬شود که این امر از اصول اعتقادي اختصاصی شیعه است. از آیه 59 سوره مبارکه نساء این مبنای شیعه که امام و ولی امر بایـد معصوم باشد، اسـتفاده می¬شود. زیرا در این آیه به طور مطلق دسـتور داده شده که از اولی الامر اطـاعت شود. اطـاعت از رسول را که در مطلق امور است بـا اولی الامر در یـک کلمه صـیغه امر "اطیعوا" پیش هم بیان کرده است. بدیهی است کسـی که مؤمنین اینگونه به طور مطلق مأمور به اطاعت از او می¬شوند، باید معصوم و برکنار از خطا و اشـتباه باشد و چنانکه مسّلم است در بین تمام مذاهب اسلامی فقط شیعه قائل به عصمت امام است [3]. بنابراین آموزه مهدويت از سرچشمة عصمت و حكمت سيراب مي¬گردد و منجر به بصيرت و معنويـت انسان¬ها مي¬شود و اين تنها در پرتو وجود انسان كامل و امامي عادل امكان¬پذير است. تـأثيرگـذاري معنوي (ولايت تكويني) براساس ولايت امام معصوم صورت مي¬پذيرد [4].
 اما در مورد جهانگیر شدن دین اسـلام و غلبه آن بر تمام ادیان کافی است به آیات 32 و 33 از سوره مبارکه توبه، و آیه 28 از سوره مبارکه فتح و آیات 6 و 8 ازسوره مبارکه صف و آیـات متعـدد دیگر توجه شود که در آن¬هـا وعـده ظهور و غلبه دین حّق بر تمـام ادیـان داده شـده است و عده¬اي که با ظهور حضرت مهدي علیه السلام تحقق خواهد یافت و این تخّلف ناپذیر است. همچنین درخصوص ظهور حضـرت مهدي علیه السـلام آیات بسـیاري به آن تفسیر شده که در کل متجاوز از یکصد آیه است و کتاب "المحجه فیما نزل فی القائم الحجه" همه آن¬ها را گردآوری کرده است [3].
مهدویت نجات¬بخش آینده بشریت
عطش معنويت در جهان دنياي جديد بازتاب سقوط تدريجي انسان از مقام بندگي خدا به قعر درة عصيان است. عصيان در مقابل بندگي خدا و سقوط در درة انسان¬محوري و اومانيسم. دين اين امكان را به انسان مي¬داد كـه براي انسان بودن متوجه مافوق انسان باشد، درحالي كه بشر متجـدد بـا طـرح انسـان محـوري، جنبـة حيواني خود را محور و وجود و انگيزة كارهايش قرار داد. پيشـرفت علـم و تكنولـوژي و تمـدن جديـد بـا ره¬آوردهـاي علمـي تكنيكـي و مـادي¬اش، تعالي¬زدايي را از انديشه و عمل بشر جديد، آغاز كرد كه نتيجه محتوم آن، خلأ معنا و بحران روحي و معنوي در افراد بود [1].
با تعمق در تحولات جاري بين¬المللي سرخوردگي بشر از تمدن جديد محصولات مخـرب آن ناتواني اين تمدن در ساماندهي زندگي انسان معاصر و در نتيجه، رويكرد وي را به دين و معنويت به خوبي در مي¬يابيم. بي¬گمان در آشوبستان دوران جديد، حكومت دينـي و جامعـة دينـي يگانـه پنـاه و تكيه¬گاه انسان بحران زدة معاصر است.
در چنین شرایطی، عقیده به ظهور حضـرت مهدي علیه¬السلام و قیام انقلابی و حکومت جهانی و عدالت¬گستر آن حضرت، فکر و اندیشه را وسیع و جهـان انـدیش می¬سـازد، که به دورترین نقـاط جهان بنگرد و خیر و رفاه مردم تمام مناطق گیتی را بخواهـد و عالم را مملکت خـدا بداند و همانطور که خداوند در قرآن کریم وعده داده است، عاقبت و پیروزي با پرهیزکاران و شایستگان است. در واقع انقلاب فکري یـک مسأله مهمی است که با ظهور امام علیه السلام انجام می¬گیرد. این انقلاب فکري در آن زمان انجام می¬گیرد که مکتب¬هاي مختلف، افکار انسانی را تاریک کرده و از نور اسـلام، جز پرتوي در دل¬هاي خواص و آنانکه از بوته آزمایش الهی سـرفراز بیرون آمده¬اند، چیزي باقی نمانده است. در آن زمانکه مردم، طالب نور هدایت الهی بوده، از تیرگی ارواح و افکار خویش گریزان و از همه مکتب¬ها مأیوس و سـرزده شده و آن¬ها را به نظمی که بشر بدان نیازمند است، وافی و کافی نمی¬بینند. درچنین موقعیتی، ناگهان بانـگ ظهور آن حضـرت، بـازگشت به اسـلام را اعلان می¬کنـد و قلوب و اذهـان و افکار، به جانب آن صـداي نجات¬بخش متوجه می¬گردد و انقلاب آغـاز شـده در کشورهـاي مختلـف، یکی پس از دیگري فتـح می¬شـود و مـورد اسـتقبال مردم زمیـن و قاره¬هـاي مختلف قرار می¬گیرد و مانند آغاز نهضت اسـلام، پیش از فتح شـهرها، دل¬هاي مردمان و به ویژه گروه¬ها و مّلت¬هاي استضعاف شده را فتح می¬نماید [4].
عقیده مهدویت با ابعاد ممتاز و سازنده¬ای که دارد سنگر روحی و عقیدتی مقاومت مسلمانان بوده و هست. ایمان مسلمانان به اینکه این دین باید پیش برود و جهانگیر شود، و دنیا را به زیر پرچم توحید درآورد آن¬ها را در برابر امواج حوادث ثبات بخشید و در مقابل دشمنان پایداری و استقامت داد و همانگونه که مسلمانان صدر اسلام گوشه¬گیری و انزوا و ترک مداخله در امور را شعار خود نساختند و این ایمان به آینده مشوق و محرک آن¬ها به جهاد و تلاش بیشتر بود، امروز و در عصر حاضر و در آینده نیز این عقیده این برکات را دارد که توانست انقلابی مثل انقلاب اسلامی ایران را پی¬ریزی و رهبری نماید [4].
محتوای عقیده به مهدویت عقیده به بقاء اسلام است و اینکه این دین مانند کوه و زمین و آسمان استوار است و در برابر حوادث پایدار. این عقیده محتوایش این است که آینده برای این دین است آخرین ابرمرد که خالصه دودمان رسالت است مروج و زنده¬کننده آن است. این عقیده علاوه بر آنکه خود اصالت دارد به معتقدانش اصالت می دهد و تلاش و کوشش و تعهد می بخشد. هرگز این عقیده سبب سستی و تن از زیربار مسئولیت بیرون کشیدن نیست. اگر کسی این عقیده را در ترک امر به معروف و نهی از منکر و تعهداتی که در برابر خدا و پیغمبر و امام و امت دارد عذر و بهانه خود قرار دهد، گمراه است. هرگز نمی¬توان این عقیده را به نقش منفی در عمل متهم ساخت. اگر عقیده به عدل و عقیده به نظام نقش منفی در عمل دارد یعنی موجب ظلم و بی¬نظمی می¬شود، عقیده مهدویت نیز نقش منفی دارد مگر اینکه منکر هرگونه رابطه بین علت و معلول شویم که با این انکار تاثیر و نقش منفی آن نیز سخنی بی محتوی و غیر منطقی می¬باشد [4].
عقيده به ظهور مهدي و منجي و پيدايش متمهديان:
 مرجع گرانقدر اسلام، حضرت آیت¬الله العظمی صافی گلپایگانی (حفظه الله) در کتاب "گفتمان مهدویت"، اینکه عقيده به ظهور مهدي و منجي موجب پیدایش متمهديان در طول تاريخ شده است را قابل قبول نمی¬دانند. ایشان در کتاب "گفتمان مهدویت"، اشاره می¬فرمایند که این دیدگاه به هيچ وجه قابل قبول نيست وگرنه بايد بشر همه ديدگاه¬هاي مثبت را کنار بگذارد. چرا که همه آن¬ها کم و بيش مورد سوء استفاده قرار گرفته¬اند. اين همه اشخاص که دعوي خدايي کرده¬اند و يا خود را مظهر خدا، و متحد با خدا و خدا را حالّ در خود دانسته¬اند همه از اصل اعتقاد به خدا سوء استفاده کرده¬اند اين کار به هيچ¬وجه به مسئله اعتقاد به خدا ضرري نمي¬زند. همچنين اين همه پيغمبران دروغين که ادعاي پيامبري کرده و مردمي را گمراه کرده¬اند، به صحيح بودن اصل نبوت آسيبي نمي¬رساند. اين مسأله کم و بيش در هر فن و صنعتي پيش مي¬آيد ولي آن پيش آمد به اصل آن فنّ ضرر نمي¬رساند. خالصه هر اسم و کلمه¬اي که معناي خوب و جاذب دارد، اگر در ضدش به کار گرفته شده مثال به خائن امين، و به ظالم عادل، و به جاهل عالم، و به فاسق متّقي گفته شده است و يا اين که همه خيانت¬ها و مظالم را تحت عنوان¬هاي خيرخواهي و اصلاح طلبي در طول تاريخ انجام داده¬اند هيچ کدام به اصل اين ارزش¬ها و امور خير صدمه نمي¬زند [5].
 انتظار موعود
بشـر در زنـدگی اجتماعی و فردي، مرهون نعمت انتظار است و اگر از انتظار بیرون بیایـد و امیـدي به آینـده نداشـته باشـد، زندگی برایش مفهومی نخواهد داشت و بی هدف و بی مقصد می¬شود. حرکت و انتظـار درکنـار هم می¬باشـند و از هم جـدا نمی¬شونـد. انتظار عّلت حرکت و تحرك بخش¬ است. آنچه مورد انتظار است، هرچه مقّدس¬تر و عالی¬تر باشد، انتظارش نیز ارزنده¬تر و مقّدس¬تر خواهد بود و ارزش مردم را باید از انتظاري که دارند، شناخت. بنابراین اگر انتظـار در این دنیـا که عامل تدریـج و تدرج، تأثیر و تأثّر، فعل و انفعال، و گـذشت زمان است، از بشـر گرفته شود، دیگر ادامه حیات برایش بی لّذت و بی¬معنی است [4].
اسلام که تعلیمات و هدایت¬هایش براساس فلسفه¬هاي عمیق و صحیح اجتماعی و واقعی قرار دارد، اصل انتظار و نگاه به سوي آینده را پشتوانه بقاي جامعه¬اي مسلمان و محرك احساسات و مهیج روح فعالیت و اقدام قرار داده است و انتظار آینده بهتر و عصر فتح و گشایش و فرج را برترین اعمال شمرده است بطوریکه رسول خدا صلی الله علیه و آله می¬فرمایند: "برترین کارهای امتم، انتظار فرج است" [4].
در مکتب شیعه نیز همواره شیعیان منتظرند که سراسر گیتی را عدل و علم و توحید و ایمان و برابري و برادري فراگیرد و آن رهبري که وعـده ظهور او در قرآن و صدها احادیث معتبر وارد شده است، ظاهر شود و آیین توحیدي اسـلام را که در شـرق و غرب جهان وارد شده است، ظاهر کرده و گسترش دهد، و امت واحد، حکومت واحد، قانون واحد، نظام واحد تمام افراد بشر را مّتحد، هم¬صدا، هم¬قدم و به هم پیوسته سازد [4].
این عقیده به¬ ظهور مصلح منتظر، حضرت مهدي موعود چنانکه در روایات به آن اشـاره شـده است، شـیعه را در جریـان زمان براي مقاومت در برابر صـدمات و لطماتی که بر هر دعوتی وارد می¬شـد و آنرا متلاشی می¬کرد، پرورش داد و فکر شیعه را که فکر خالص اسلامی است، و جامعه شیعه را از زوال و انقراض نگاه داشت و تا امروز این فکر و این عقیده و ایمان عامل بقاي شیعه و پایداري و استقامت اوست [4].
براساس مطالب اشاره شده، ارزش جامعه شیعیان بر انتظار موعود است. این انتظار فضیلت¬های بسیاری دارد که مرجع گرانقدر اسلام، حضرت آیت¬الله العظمی صافی گلپایگانی (حفظه الله) در کتاب "سلسله مباحث امامت و مهدویت" برخی احادیث نقل شده در خصوص فضیلت انتظار امام زمان علیه¬السلام را اشاره نموده¬اند که در ادامه به بیان آن¬ها پرداخته می¬شود [3].
•    امام صادق علیه¬السـلام فرمود: «کسـی که بمیرد، در حالیکه منتظر ظهور باشد، مثل کسـی است که با قائم علیه¬السلام در خیمه او، نه، بلکه مثل شمشیر زننده (براي اسلام) در کنار رسول خدا صلی الله علیه و آله است».
•    امام صادق علیه السـلام فرمود: «کسـی از شـما که براي این امر و در حالت انتظار او بمیرد، مثل کسی است که در خیمه قائم علیه السلام است».
•    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «بهترین اعمال امت من، انتظار فرج از خداي عّزوجّل است».
•    امیرمؤمنان علیه السـلام فرمود: «کسـی که منتظر امر ما باشد، مثل کسی است که در راه خدا در خونش غلتیده است».
•    امیرمؤمنـان علیه السـلام فرمود: «منتظر فرج باشـید و از روح خـدا مـأیوس نشویـد که محبوبترین اعمال نزد خـداي عزوجل انتظـار فرج است و هرکس به امر مـا چنـگ زنـد، بـا مـا در فرداي قیامت در بهشت خواهـد بود و منتظر امر ما، هماننـد کسـی است که در خونش در راه خدا غلتیده باشد».
•    جّده می¬گوید: به امام صادق علیه السـلام گفتم: «کسـی که بر این امر، در حالیکه منتظر آن است، بمیرد، چگونه خواهد بود؟» فرمود: «او به منزله کسـی است که همراه قائم علیه السلام درخیمه اوست». سـپس مقداري سـکوت کرد و سـپس فرمود: «او مثل کسـی است که با رسول خدا صلی الله علیه و آله است».
•    امام باقر علیه السـلام فرمود: «ضـرر نمی¬کنـد کسـی که بمیرد، در حالیکه منتظر امر ما باشـد، مگر اینکه در وسط خیمه امام مهدي علیه السلام و لشکرش بمیرد».
•    پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «بهترین عبادت، انتظار فرج است».
جهانی شدن و مهدویت
وضعيت و نماي كلي جهان، نشان¬گر اين است كه خطر جنگ، فقر، نـابرابري، پرخـاش¬گـري، سودجويي، ظلم و فساد و ... جهان را كاملاً تهديد مي¬كند [6]. حفظ ایمان در دوره غیبت حضرت صاحب الامر علیه السلام همراه با تحمل سختی¬های بسیار شدید امکان¬پذیر است و از این مدرسه و مکتب امتحان البته میلیون¬ها نفر با افتخار و سـربلندي بیرون می¬آینـد یعنی از طریق صبر و شـکیبایی و اسـتقامت بر مشـکلات پیروز شـده، دین و ایمـان و شـرف خود را حفظ می¬نمایند. بر حسب مضـمون بعضـی از روایات، در این دوره حفظ دین از نگاه داشتن آتش در کف دست دشوارتر خواهد شد و ظلم و ستم و فسـاد و فحشـاء شـیوع پیـدا می¬کنـد و ارزش¬ها، ضـد ارزش و ضـد ارزش¬ها، ارزش محسوب می¬گردد، گناهان افتخار و هنر شـمرده می¬شود، دوسـتان شخص او را به گناه ترغیب و تشویق می¬نمایند و از اینکه با اهل ظلم و گناه و فساد هماهنگی نکرده او را سرزنش می¬کنند [3].
اسلام از همان ابتدا با قاطعيت تمـام بـه عنـوان وعـده¬اي الهـي از آينـده¬اي بـسيار روشـن و درخشان خبر داده است كه با تكامل فكري و عقلي بشر، جامعه¬اي كامل و پـاك بـه نـام جامعـه مهدوي در ابعاد جهاني تشكيل خواهد شد [6]. لقب امام مهدی علیه السـلام موکد این مسئله است. لقب قائم یعنی قیام کننـده؛ زیرا حضـرت در برابر اوضاع سیاسـی و انحرافات دینی و اجتماعی قیام خواهـد کرد و عالَم را بعـد از آنکه از ظلم و جور پر شده از عدل و داد پرخواهد نمود. به علاوه از آن لقب، مسأله قیام به شمشیر و مبارزه مسلحانه نیز استفاده می¬شود. با این حال چون قیام مراتب ضـعیف و قوي دارد، از اخبار استفاده می¬شود که همه امامان قائم به امر بوده¬اند، بر همه آن¬ها به مناسبت مواضعی که داشته¬اند، به کار بردن این لقب صحیح و به جا است ولی چون قیام حضرت مهدي علیه السلام یک قیام جهانی است که همه اوضاع و احوال اجتماعی، فردي، سیاسـی و اقتصادي بشـر را فرا می¬گیرد و وعده خدا به انبیاء و وعده¬هاي انبیاء به مردم را تحقق می¬بخشد، این لقب به طور مطلق در حّق آن حضـرت به کار می¬رود و لذا هرکجا «قائم» بگویند و قرینه¬اي بر اراده شخص دیگر از امامان نباشد، از آن، حضرت مهدي علیه السلام فهمیده می¬شود [3].
در بينش اسلامي (آيات قرآن و احاديث اسلامي)، تشكيل حكومت جهاني مطرح است، اما نـه به اين معنا كه ملت¬ها و اقوام ديگر وجود خارجي نداشته باشند و يا ماهيت آن¬هـا از نظـر بيـنش اسلامي زير سوال رود. از اينرو هرچند اسلام تشكيل امت واحد جهـاني ـ اسـلامي را نويـد داده است، آن را منوط به نابودي ملت¬ها نمي¬داند، بلكه معيار امت واحد از نظر اسـلام، داشـتن عقيـده توحيدي است. اسلام به جامعه جهاني با حفظ ملیت¬هـاي مختلـف معتقـد اسـت، نـه حـذف آن مليت¬ها. با توجه به آموزه¬هـاي اشـاره شـده در آيـات قـرآن كـريم و روايات و احاديث دين اسلام، فرهنگ مهدوي در عصر جهاني شدن، هم به اشتراكات توجـه دارد و هم به تفاوت¬هاي فرهنگي و اين در حالي است كه هيچ كدام را براي رسيدن به ديگري از سـر راه برنمي¬دارد؛ زيرا از طرفي تنوع و تفاوت فرهنگي باعث نشاط جامعه مي¬گردد و از ديگر جهـت، حذف اين تفاوت¬هاي فرهنگي، بازتاب¬هـاي سياسـي و اجتمـاعي انكارناپـذيري در جامعـه دارد و همچنين وجود عناصر وحدت بخش فرهنگي در جامعه، سبب مي¬شود همه افراد در يـك مـسير و داراي انسجام و همبستگي اجتماعي باشند. در روزگار جهاني شدن مهدويت، در زيرساخت¬ها كه جهان¬بيني (باورها)، ارزش¬ها و هنجارهـا را در بر مي¬گيرد، نوعي همساني يا وحدت فرهنگي وجود دارد؛ زيرا ويژگي¬هاي ايـن جامعـه عبـارت است از فراگيري امـوري ماننـد جهـان¬بينـي الهـي و توحيـدي، هنجارهـاي اسـلامي ـ دينـي و هنجارهاي اخلاقي. در دوران ظهور حضرت مهدي علیه السلام، يكپارچگي و يگانگي واقعي كه همان جهان¬بينـي الهـي و توحيدي است بر همه جوامع حاكم خواهد شد و براساس اين جهان بيني، ارزش¬ها و هنجارهـاي اسلامي در تمام فرهنگ¬ها وجود خواهد داشت. راه و روش او كه بر عدل و حق اسـتوار اسـت بـا فطرت و سرشت انسان¬ها نيز هماهنگ و سازگار است و همگان زيـر پـرچم توحيـد و ايـدئولوژي اسلامي و دين واحد گرد مي¬آيند. بنابراين، اعتقاد به تشكيل حكومت واحد جهاني، از قرآن كريم و روايات اهل بيـت نـشئت گرفته كه خداوند وعده تحقق آن را داده است [6].
در هنگـام ظهور حضـرت بقیـۀ الله-ارواحنا فـداه- براي اینکه از نعمت وجود امـام، بیشترین اسـتفاده ممکن برده شود، شـرایط لازم فراهم می¬شود و موانع ظهور و فعلیت یـافتن شؤون و ابعـاد امـامت، که در عصـر سـایر امامان علیهم السـلام و عصـر غیبت خود آن حضـرت وجود دارد، مرتفع می¬گردد. بعبارت دیگر، آن حضرت کارگزار و عامل خداوند متعال می¬باشد، و مقام خلیفه الهی او در این ابعاد، ظهور عملی و فعلی خواهد یافت [7].
همه این شـؤون الهی که امـام علیه السـلام تجسم ظهـور آن خواهـد بـود، و خـدا به حکمت بـالغه خـود، توسـط آن حضـرت تحّقق می¬بخشد، اصالت توحیدي دارد و به اذن خداي یکتا و فرمان او انجام می¬پذیرد. از جمله اموري که تجّلی توحید را در ظهور حضرت مهدي علیه السلام روشن می¬سازد، این است که: اهداف توحیدي اسلام مثل وحدت حکومت و نظام، وحدت قانون، وحدت دین، و وحدت جامعه، به وسیله آن حضرت تحّقق می¬یابد. همـانگونه که در احـادیث وارد شـده است، خـدا خـاور و بـاختر جهان را به دست آن حضـرت فتـح می¬نمایـد؛ چنانکه در روایت معروف "جابر" است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: »این است آن کسی که خدا به دست او، مشرق¬ها و مغرب¬هاي زمین را می¬گشاید« [7].
و "روز فتح" که از ایام الله بزرگ است و در قرآن مجید آمده، بر حسب بعضـی تفاسـیر، روز ظهور و فتح آن حضـرت است. روزي است که کفـار را ایمان آوردن در آن روز سود نمی¬بخشـد و مهلت داده نمی¬شونـد. چنانکه در احادیث است: قریه¬اي نمی¬ماند مگر آنکه در آن نداي «لاإله إلّا الله» بلند شده و اسلام جهانگیر می¬شود و این همه دویت¬هایی که از جهت اختلاف نظامـات وحکومت¬هـا و رژیم¬هـا و به اسم نژاد و وطن سـاخته شـده، ملغی می¬گردد و مرزهایی که با آن¬ها زورمنـدان، دنیا را تقسـیم کرده و افراد بشر را از هم جدا و بیگانه ساخته¬اند، از میان برداشته می¬شود. در آن عصر، درهاي برکات آسـمان و زمین به روي مردم و دنیاي مؤمن گشوده می¬شود و به جاي نظامات مشـرکانه و جنگ و نزاع و کینه-توزي، نظام الهی اسلام و دوستی و برادري و صفا و صلح واقعی و عمومی برقرار می¬شود [7].
پس همانگونه که از روایات استفاده می¬شود، تمام مدت غیبت دوره امتحان و آزمایش است، که البته نوع آن آزمایش¬ها در زمان و مکان¬هاي مختلف متفاوت است، باید مؤمن در این دوره در التزام به احکام دین و تلاش براي اعتلاء کلمه اسـلام و عّزت مسلمین و دفع نفوذ و سـلطه فرهنگی و سیاسـی بیگانگان ثبات قـدم داشـته باشـد و با تمام اوضاع و احوال منفی و غیر مساعد در حال مبارزه و جهاد باشد و به پیروزي اسلام و مسلمین و نصرت خدا امیدوار باشد و در مقابل قدرت کفار و ایادي آن¬ها خود را نبازد و به اخلاق و رفتار غلط آن¬ها گرایش پیـدا نکنـد و درضـمن یقین داشـته باشـد که وعده¬هاي خدا و پیغمبر خدا حّق است، و بالاخره اسلام پیروز و عالمگیرخواهد شد و در نتیجه آن عدل و داد جهان را پرخواهد کرد [3].
نتیجه¬گیری:
در این مقاله به بررسی موعود باوری پرداخته شد. محور بررسی صورت گرفته در مقاله حاضر، آثار ارزشمند حضرت آیت¬الله العظمی صافی گلپایگانی (حفظه الله) بود. با عنایت به مطالب ارائه شده در مقاله حاضر می‌توان نتیجه گرفت، عقیده به مهدویت و انتظار ظهور موعود آخر الزمان علاوه بر آنکه عقیده به یک واقعیت، و عقیده به وعده حتمی و تخلف ناپذیر الهی است، همین نور امید و آینده نگری را موکد می¬سازد و از برکاتش این است که منتظران را در راه یاری حق و یاری دین خدا و امر بمعروف و نهی از منکر و مبارزه با ظلم و زور و تسلیم نشدن در برابر باطل قوت می¬بخشد و جبهه اسلام را در مقابل کفر چنان می¬سازد که نومیدی از فتح و پیروزی در آن مفهومی نداشته باشد. اعتقاد به مهدویت درك ما را نسبت به کرامت انسان بیدار می¬کند و این باور را که زمین نه از آن ستم پیشه¬گان و استعمارگران، بلکه از آن خداست، و فرجام کار برای تقوا پیشه¬گان است و خداوند آخرین پیامبر و رسول گرامی¬اش حضرت محمد صلی الله علیه و اله را بـا هـدایت و آیین حّق براي غلبه بر تمـامی ادیـان تاریـخ فرسـتاده است، تقویت می¬کنـد و دوستی حقیقت و عـدالت و نیکوکاري را در دل¬هايمان جاي می¬دهـد و ما را براي برتري بخشـیدن به کلمه توحیـد و برپـا داشـتن حـدود الهی و اجراي حکم و قـانون اسـلام، به نهضت و قیام وا می¬دارد و پیوند ما را با مبادي و اصول اسلامی پایدار می¬سازد. آموزه مهدویت، برنامه¬ای جامع و کامل برای تشکیل مدینه فاضله آرمانی بشری و دست¬یابی به حیات متعالی انسانی است و می¬تواند در همه شئون زندگی معاصر، تحول آفرین و راهگشا باشد. اهداف متعالی اشاره شده برای آموزه مهدویت با رویکردی عمیق و عالمانه در خصوص این آموزه اصیل، میسر می¬گردد.
منابع:
[1]    امیر محسن عرفان، "نقش باورداشت آموزه مهدویت در شکل¬گیری فرهنگ و تمدن اسلامی"، پایان¬نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه معارف اسلامی، 1391.
[2]    حضرت آیت¬الله العظمی لطف¬الله صافی گلپایگانی (حفظه الله)، "سلسله مباحث امامت و مهدویت (جلد سوم)"
[3]    حضرت آیت¬الله العظمی لطف¬الله صافی گلپایگانی (حفظه الله)، "سلسله مباحث امامت و مهدویت (جلد چهارم)"
[4]    حضرت آیت¬الله العظمی لطف¬الله صافی گلپایگانی (حفظه الله)، "سلسله مباحث امامت و مهدویت (جلد دوم)"
[5]    حضرت آیت¬الله العظمی لطف¬الله صافی گلپایگانی(حفظه الله)، "گفتمان مهدویت"، 1377
[6]    حسین خنیفر، جواد زروندی و نفیسه زروندی، "جهانی شدن و فرهنگ مهدویت از دیدگاه آیات قرآن کریم و روایات اسلامی"، فصل¬نامه علمی-پژوهشی مشرق موعود، سال چهارم، شماره 16، 1389.
[7]    حضرت آیت¬الله العظمی لطف¬الله صافی گلپایگانی (حفظه الله)، "سلسله مباحث امامت و مهدویت (جلد اول)"

 

موضوع

موضوع