رفتن به محتوای اصلی
لطفا صبر کنید...

روش شناسی اعتبار سنجی و استنباط روایات حوزه مهدویت در کتاب منتخب الاثر

مقدمه
مهدویت یک باور اسلامی و نه شیعی است و یکی از مباحث مهم کلام اسلامی به شمار می رود. روایات مهدویت، با توجه به فراوانی تواتر گونه شان از اعتبار اولیه ای برخوردارند، اما از نقطه نظر حدیث شناسی، بخش درخور توجهی از روایات رسیده از شیعه و سنّی در زمینه مهدویت با مشکل سندی مواجه است
از این رو؛ شمار قابل توجهی از این احادیث، از نظر برخی قابل قبول دانسته نشده و در زمره اخبار جعلی و غیر قابل استناد قرار گرفته اند.
در سال 1373 قمری کتابی با عنوان "منتخب الأثر فی الامام الثانی عشر علیه السلام" به قلم آیت الله العظمی صافی گلپایگانی به رشته تحریر درآمد که علاوه بر نظام چینش جدید روایی در حوزه مهدویت، جامعیتی در جمع‌آوری روایات مهدوی را نیز شامل بود و به علاوه از روش‌شناسی خاصی برای اعتبارسنجی و استنباط روایات مهدوی بهره می‌گرفت. آیت الله العظمی صافی گلپایگانی، اکنون از اسطوانه‌‌های فقاهت حوزه علمیه قم و از بزرگ‌ترین مراجع تقلید شیعه در عصر حاضرند که آثار بسیار مهمی در زمینه مهدویت نگاشته‌اند. مهم ترین اثر ایشان در زمینه مهدویت، کتاب مورد بررسی در این پژوهش است که به عنوان اثری مرجع در حوزه مهدویت شناخته می شود و به دستور آیت الله بروجردی نگاشته شده است. کتاب، در بردارنده روایات مهدویت است و تمامی مباحث مرتبط با موضوع مهدویت را مد نظر قرارداده است. علامه مرحوم شیخ آقابزرگ تهرانی در موسوعه بزرگ خود «الذّریعة» پس از معرفی کتاب و مؤلف می‌نویسد: «این کتاب در 10 فصل تنظیم شده؛ هر فصلی در چند باب و هر بابی شامل چند حدیث، به نیکوترین ترتیب و زیباترین اسلوب، از کتب عامه و خاصه به رشته تحریر درآمده است.» در این کتاب نویسنده با رویکردی متفاوت نسبت به روایات ضعیف خوانده شده در این موضوع در قطعیت جعل آنها تشکیک نموده است. نتایج ارائه شده در این اثر افقی جدید در این عرصه فراروی پژوهشگران گشوده است. از جمله رئوس روش های مؤلف در این اثر، اخذ روایات متعارض و استناد به مدلول مشترک، اخذ اخبار واحد جهت بررسی قرائن دیگر، تمسّک به تواتر معنوی اخبار، اخذ قاعده امکان و.... می باشد که به بررسی تفصیلی هریک از روش ها با ذکر روایات در قالب مثال ها می پردازیم.
به دلیل اهمیت موضوع مهدویت و مستلزمات خاص آن، بایسته است تا روش اندیشمندان این عرصه مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. تا الگویی از نحوه ارزیابی روایات اعتقادی ارائه گردد. منظور از روش شناسی در این نوشتار، استخراج و اکتشاف روش مؤلف در تعامل با مجموع روایات حوزه مهدویت (اعم از صحیح و ضعیف) می باشد. در این راستا، با توجه به گزینش روایات کتاب در هر باب و ادلّه مؤلف در اخذ آنان به روش شناسی اثر پرداخته شده است. در نوشتار پیش رو؛ اصول و روش های تعامل با روایات اعتقادی (به طور خاص موضوع مهدویت) با روش توصیفی ـ تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است. تلاش نگارنده بر آن است تا با دسته بندی و گزارش روش مؤلف در ارزیابی روایات مربوط، الگویی علمی و منصفانه در تعامل با روایات اعتقادی به دست دهد؛ روایاتی که صرفا با رویکرد سندی محض از دایره اعتقاد ساقط گشته اند. این رویکرد باعث می شود تا امکان به کارگیری این روش ها در سراسر روایات اعتقادی فراهم گردد. روایاتی از قبیل معاد جسمانی، عصمت، علم امام و امور اعتقادی دیگر که به سبب ضعف سند از دایره اعتبار ساقط گشته اند. با تحلیل و تصویف عبارت ها و همچنین با ملاحظه ملاک های بیرونی مربوط به مباحث روش شناسی، می توان از کلام ایشان روش شناسی وی را استخراج نمود. گفتنی است براساس بررسی های صورت گرفته تاکنون مقاله یا کتابی با این موضوع نگاشته نشده است.
 روش اعتبار سنجی روایات مهدویت در کتاب منتخب الاثر
 آیت الله صافی در اعتبار سنجی اخبار، مانند هر محدث دیگری براساس روش هایی که دارند به استنباط و اعتبار سنجی روایات پردازند که می توان آن را روش اعتبار سنجی روایات نزد وی نامید.
 مؤلف با دو رویکرد سندی و دلالی به مواجهه با روایات می پردازد و از این دو، رویکرد دلالی که همان بررسی متن و محتوای روایات می باشد مهم تر از شیوه سندی جلوه می کند. در واقع روش ایشان در کتاب بیشتر متن محور است. وی به بیان اهمیت سند متواتر در پذیرش روایات اعتقادی می پردازد، اما ضعف سند روایات را دلیل بر جعلی خواندن روایت و در نتیجه معتقد نگردیدن به آن نمی داند، زیرا عوامل دیگری می تواند جابر ضعف سند شود. توجه مؤکد مؤلف به تشکیل تواتر معنوی و اجمالی از مجموع احادیث ضعیف و متعارض، شیوه مهم ایشان در ارزیابی روایات اعتقادی می باشد. به این معنا که تعدد روایت، با توجه به شروطی، تواتر آن را ثابت می‎کند و نیازی به رجوع به اسناد ندارد.     از مجموع آنچه گفته شد، مؤلف با اتخاذ روش دو گانه به استنباط و اعتبار سنجی روایات مهدویت می پردازد که در ادامه به صورت تفصیلی به آن پرداخته خواهد شد.
 1. اخذ اخبار واحد جهت بررسی قرائن دیگر
 در منتخب الأثر، هدف از اخذ روایات ضعیف، اثبات اعتبار این احادیث نیست، هرچند اعتبار برخی از روایات با بکارگیری روش های مؤلف اثبات شده است، اما هدف از بررسی این روایات مقابله و برخورد با حکم قطعی به جعلی بودن این احادیث است، زیرا به اعتقاد مؤلف این احادیث با وجود ضعف در سند، دارای مضامینی هستند که قابل اعتنا بوده و می توان به آنها استدلال نمود، زیرا خبر واحد را به متواتر ارتقا می دهند. وی استناد به این مضامین را جایز می داند و اطمینان انسان به این مضامین را بیش از اطمینان به کتب تاریخ و مرسلات می داند.
وی با ضمیمه نمودن قرائن پنجگانه به اخذ این گونه روایات پرداخته است، که نتیجه آن تواتر معنوی یا اجمالی در مواجهه با این روایات است، که در ادامه به تفصیل قرائن مورد بررسی قرار می گیرند.
 1ـ1. مرحله اول: کثرت روایات با مدلول مشترک
از مسائل مهم درباره احادیث امام مهدی (ع) این است که شمار زیادی از این احادیث علیرغم ضعف سند، در جوامع روایی بسیار تکرار شده اند و به دلیل ضعف سند در زمره اخبار جعلی قرار دارند. وی مخالف این رویکرد است، بلکه معتقد است کثرت روایات ضعیف که دارای مضمون بعضاً مشترکی هم می باشند سبب حصول تواتر معنوی یا اجمالی این احادیث می شود.
 برای مثال، روایات دجّال که صبغه روایی گسترده ای در جوامع حدیثی اهل سنت دارند، بخش قابل توجهی از آنها دارای مضامین مشترکی هستند که نمی توان نسبت به این تکثر و هم مضمونی بی تفاوت بود. بر همین اساس مؤلف با اخذ مدلولات مشترک در جمیع این دسته از روایات نشان می دهند که احادیث دجال از دو حالت خارج نیستند یا حداقل یکی از مجموع این روایات برای ما یقین آور است یا آن مضمونی که همه این روایات در آن مشترک هستند از معصوم صادر شده است که از آنها با عبارت تواتر اجمالی یا معنوی یاد می شود.
 1ـ2.عدم ممانعت با احکام ضروری عقل و نقل
 در صورتی این تعدد روایات و مضامین مشترک پذیرفته می شوند که معارض با حکم عقل و سنت قطعی نباشند و یکدیگر را نیز تأیید کنند. ایشان در باب«حول الاخبار المأثوره فی الدّجال» در مواجهه با اخبار رسیده در مورد دجال، آنها را به دو دسته تقسیم می کند، دسته ای که معارض عقل و نقل هستند که در این صورت اگر روایات از منابع معتبر هم ذکر شده باشد ( که اینگونه نیست) کنار گذاشته می شوند. مانند روایت: «دجّال، دشمن خدا خروج می کند در حالی که سربازانی از یهود و گروه هایی از مردم او را همراهی می کنند، و او بهشت و جهنمش را به همراه دارد، و مردانی که آنها را می کُشد سپس زنده می کند، و کوهی از ترید (نان خرد شده از آبگوشت) و رودی از آب همراه اوست...» که بیان می دارد مضمون خبر گواه بر کذب آن است. در مقابل، دسته ای دیگر از روایت هستند که اگرچه صبغه شیعی ندارند و بطور گسترده ای در منابع معتبر اهل سنت آمده اند. مؤلف با ارائه این اخبار بر عقل و سنت نشان می دهد که وقوع این اخبار هیچ استبعاد عقلی و معارض نقلی ندارد. برای مثال روایت: « آبادانی بیت المقدس و خراب شدن یثرب و آن پیکار سخت و فتح قسطنطنیه و خروج دجّال، در هفت ماه اتفاق می افتد.» مؤلف با گردآوری و دسته بندی روایات دجّال اثبات می کند تفصیلات قضیه دجال در روایات تماماً معارض با عقل و نقل است و آنچه مورد پذیرش است و به تواتر رسیده کلیات آن است که به آن اشاره می کند: دجال فردی است که در آخرالزمان و اندکی پیش از ظهور حضرت مهدی (ع) ظاهر می شود، حق را با باطل می آمیزد و گروهی از مردم به سبب دروغ و مکر و پوشاندن حق به دست او فریب می خورند.
 1ـ3. اخذ به قاعده امکان
 منظور از قاعده امکان در روش مؤلف، آن دسته از احتمالاتی است که با وجود آنها نمی توان روایت را انکار کرد. مؤلف در ارزیابی روایاتی که جنبه اعتقادی دارند و صرفاً از طریق خبر واحد رسیده اند و به هیچ روی به تواتر نمی انجامند، اعتماد نمی کند اما با طرح احتمالات، این دسته از روایات را کنار نمی گذارد. لحاظ نمودن احتمالاتی که مؤید به نصوص قرآنی و روایی گوناگون است سبب می شود که این دسته از روایات را در حد احتمال بپذیریم و مطلقاً کنار نگذاریم. برای مثال: آیت الله صافی بابی با عنوان«حول اختلاف الاخبار فی مدة دولته و بقائه علیه السلام بعد ظهوره» (بحثی پیرامون اختلاف روایات در مورد مدت حکومت امام علیه السلام و مقدار بقای آن حضرت پس از ظهور). آورده است که محتوای این روایات برخی مدت کوتاهی را برای حکومت تعیین می کنند و برخی دیگر مدت طولانی را بیان می کنند. این دسته از روایات علاوه بر تعارض، دارای ضعف سند نیز می باشند و محتوای شان با ابهامات عقلی مواجهه است. مؤلف با طرح سه احتمال از قبیل: امتداد زمان در زمان ظهور و......روایت را در حد همان احتمالات می پذیرد. به این معنا که با وجود چنین احتمالاتی امکان وقوع چنین امری وجود دارد.
 1ـ4. تعدد طرق نقل روایت
 در منتخب الاثر، آن دسته از روایاتی که علاوه بر کثرت مضمون، دارای کثرت طرق در نقل روایت می باشند یکی از ادله اعتماد آور در سنجش روایات می باشند. مانند روایات تفصیلی در مورد دجال که اکثرشان از یک سند نقل شده اند و اعتماد آور نمی باشند. در مقابل کلیات روایات دجّال که حاکی از خروج شخصی در آخرالزمان است که سبب گمراهی مردم می شود، از طرق مختلف نقل شده است، که یکی از ادله رفع جعل از روایات ضعیف می باشد.
 1ـ 5. تمسّک به ظاهر اخبار و پرهیز از تأویل گرایی، مگر به ضرورت
پس از شناخت قرائن در اخد اخبار واحد، مهم ترین روش مؤلف در استنباط، تمسّک به ظاهر اخبار است. این شیوه تأثیر قابل توجهی در ارزیابی روایات و پاسخ به شبهات دارد. مؤلف تأویل روایات را بدون ضرورت بر نمی تابد. حمل الفاظ بر خلاف ظاهر دارای شروطی است که بدون تحمل آن شروط هرگونه تأویل مردود است. مهم ترین شرط در بکارگیری تأویل، داشتن دلیل عقلی و نقلی می باشد. صرف غریب بودن مضمون روایت دلیل بر تأویل آن نیست. وی پس از بررسی روایات دجّال و تأویل روایات توسط برخی دانشمندان می نویسد: «اگر او چنین پنداشته که غریب بودن معنای حقیقی، قرینه ای است بر عدم اراده ی آن، پس باید آیات قرآن و روایات را هم تأویل کند، چرا که در قرآن و سنّت ثابت و مسلّم، شگفت تر از این هم به وفور یافت می شود.»
 علاوه بر تأویل، که مگر به ضرورت پذیرفته نیست، قاعده استظهار نیز شامل چنین رویکردی می باشد. منظور از استظهار معنای مجازی آن است که اگر معنای حقیقی ممکن نبود، نزدیک ترین معنای مجازی به آن را به کار می گیریم. در هر صورت، نتیجه هر دو قاعده فاصله گرفتن از متن روایت و دخیل کردن نظریات است.
مؤلف علاوه بر رد گسترده تأویل گرایی به ریشه یابی این گرایش در میان روشنفکران مسلمان می پردازد. عدم باور به عالم غیب و رویکرد ماتریالیستی متأثر از غرب به عنوان مهم ترین عوامل در گرایش به این روش شناخته شده است. مؤلف در مواجهه با چنین رویکردی به بررسی شبهات و ادلّه روشنفکران می پردازد. در ادامه به روش های مؤلف در بررسی و نقد این رویکرد می پردازیم.
 1ـ 5 ـ1 بیان موضع قرآن در برابر این رویکرد
 مؤلف پیش از هرچیز ابتدا این دیدگاه را بر قرآن عرضه می کند. وی برای نمونه به نقل آیات سوره نساء می پردازد. مؤلف با استناد به این آیات نشان می دهد پاسخ این رویکرد و استفاده نا بجای از آن پیش از این در قرآن بیان شده است. قرآن کریم به استبعاد کفار و تعجب آنان از حشر اعتنایی نمی کند و از آنچه آورده کوتاه نمی آید. براین اساس، باور نداشتن به عالم غیب و انحصار در ظواهر عالم، محرّک استفاده گسترده از تأویل می شود که با عرضه بر قرآن که میزان اعمال است استفاده از آن محدود می شود.
 1ـ 5 ـ2پاسخ به شبهه روشنفکران
مؤلف با روش های متفاوتی به بررسی و پاسخ شبهه می پردازد. وی با ذکر آیاتی که در مورد آنها تأویل صورت گرفته در پی پاسخ به شبهات احتمالی بر می آید. آیاتی از قبیل:« یدالله فوق ایدیهم....» و سایر آیاتی که بر اعضا و جوارح داشتن خداوند دلالت دارند. مخالفت با ضرورت عقل را عامل به کارگیری این روش می داند. در واقع یک روش کلی در مواجهه با آیات و روایات با مضمون عجیب به کار گرفته می شود و آن هم استحاله عقلی می باشد. بنابراین، عجیب بودن مضمون روایات دجّال در حالی که مخالفتی با ضروریات عقل و نقل ندارد با تأویل آیات مشتمل بر اعضا و جوارح داشتن خداوند قابل مقایسه نیست.
 1ـ 5 ـ3کشف تناقض و نقص در ادلّه مخالفان
 مؤلف پس از گزارش سخنان نویسندگان و روشنفکران به کشف تناقض و نقص در ادلّه آنان می پردازد. برای نمونه نظر صاحب « نهایة البدایة و النهایة » را درباره خروج دجّال بیان می کند و در ادامه نشان می دهد نویسنده در بخشی از سخنانش رد کردن همه روایات دجّال را نمی پذیرد و تنها روایاتی را رد می کند که با طبیعت حیات و مصلحت انسان سازگار نیست، اما همین نویسنده در ادامه استدلال هایش به تأویل روایات دجال پرداخته که هیچ منافاتی با مصحلت انسان و طبیعت حیات ذکر شده در استدلال هایش ندارد.     درادامه صاحب نهایة برای اثبات ادعایش به آراء علما در مورد تأویل روایات زنده بودن حضرت عیسی (ع) تمسّک یافته است.روایات حاکی از آن است که عیسی (ع) زنده است و به زمین بازخواهد گشت. اما صاحب نهایة از آوردن نام علمایی که موافق قول وی به تأویل هستند امتناع می کند. مؤلف این عدم ذکر نام علما را توسط نویسنده دلیلی بر نبود چنین نظری در میان علمای بزرگ اهل سنّت می داند. زیرا به گفته مؤلف، با تتبعات صورت گرفته تا قرن چهاردهم هیچ یک از علما عقیده ای بر تأویل روایت زنده بودن حضرت عیسی (ع) ندارند مگر روشنفکران معاصر که به تأویل گرایی این دسته از روایات پرداخته اند. به این ترتیب، با کشف این نقص شاهد بر ادعا و تناقض در آراء شان، ادلّه مخالفان را ضعیف می شمرد.
 1ـ 5 ـ4 احتجاج به قرآن با ادلّه تأویل گرایان
 افرادی از قبیل شیخ شلتوت در مواجهه با آیات رفع و نزول حضرت عیسی (ع) در آخر الزمان به تأویل این آیات پرداخته اند. مؤلف با گردآوری آیات مشتمل بر توفّی و مشتقات آن به تفسیر تک تک این آیات پرداخته است و نشان می دهد این آیات مؤید رفع و نزول عیسی (ع) در آخر الزمان می باشند. برای مثال، مؤلف به بیان دیدگاه شیخ شلتوت می پردازد که به عقیده ی مسلمانان در مورد رفع حضرت عیسی که مستند است به آیه « بَل رَّفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ » ( بلکه خدا او را به سوی خود بالا برد) تأویل نموده است. شیخ معتقد است عیسی (ع) در زمین از دنیا رفت و روح بالا رفت نه اینکه او زنده به آسمان صعود کرد چنان که مفسران پیش از شیخ گفته اند و چون بالا رفتن او صحیح نیست نزول او هم در آخرالزمان صحیح نخواهد بود هرچند در روایات فراوانی هم آمده باشد. مؤلف در بررسی و نقد این دیدگاه اینگونه می نویسد: پس همان طور که جمله ی « بَل رَّفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ » و جمله ی « رَافِعُكَ إِلَيَّ » ظهور در رفع مخصوصی دارد که ویژه حضرت عیسی (ع) است نه رفع عمومی روح که شامل همه پیامبران و نیکبختان می شود ـ چنان که شیخ ادعا کرده است ـ هم چنین قرار گرفتن جمله ی « بَل رَّفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ » پس از جمله ی « وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ » دلیل قطعی است بر اینکه رفع به همان معنایی است که ما می گوییم نه آن که او می گوید، چرا که با توجه به نظم اعجاز آمیز قرآن کریم معنا ندارد گفته شود که آنها او را نکشتند بلکه خدا روح او را به سوی خود بالا برد ـ هم چنان که شیخ می گوید ـ زیرا بر اساس این احتمال، معقول نیست که میان قتل که از حضرت عیسی نفی شده و میان رفع که اثبات گردیده تقابل انداخت، به جهت آن که رفع روح با قتل و اعدام هم می سازد چنان که با عدم قتل و اعدام هم سازگار نیست.     در نتیجه با کنار هم نهادن آیات و واکاوی لغوی، اصطلاحی و صرفی، نحوی عباراتی که موجب بروز اشتباه در تفسیر آیات شده است در پی پاسخ به شبهات بر می آید.
 1ـ 5ـ 5 نقد به وسیله هم کیشان مخالف
یکی از روش هایی که مؤلف در نقد دیدگاه های تأویلی به کار گرفته است، نقد به وسیله استناد به دیدگا های هم کیشان است. در این روش مؤلف برای نمونه سخنان هم کیشان مخالف دیدگاه شیخ شلتوت را بیان می دارد و نشان می دهد این دیدگاه در میان هم کیشان شیخ هم مورد نقد و ردّ قرار گرفته است. به عنوان مثال، محمّد علی حسین بکری در رساله ای به نام صَواعِقُ الملکوتِ علی أَباطیلِ الاستاذِ شلتوتٍ به نقد و بررسی این دیدگاه پرداخته است.
 2. اخذ روایات متعارض جهت بررسی مدلول مشترک
به طور کلی مؤلف در شیوه اعتبار سنجی روایات متعارض، با کنار هم قرار دادن احادیث هم مضمون متعارض و شاذّ نشان می دهد یک مدلول مشترک در میان دسته ای خاص از روایات موجود است که عقلاً احتمالاتی را در مواجهه با این روایات پدید می آورد. لحاظ نمودن احتمالات که مؤید به نصوص قرآنی و روایی گوناگون است سبب می شود که ردّ مطلق روایات را مورد تشکیک قرار دهد. آیت الله صافی بابی با عنوان«حول اختلاف الاخبار فی مدة دولته و بقائه علیه السلام بعد ظهوره» (بحثی پیرامون اختلاف روایات در مورد مدت حکومت امام علیه السلام و مقدار بقای آن حضرت پس از ظهور). آورده است که محتوای بیشتر این روایات برخی مدت کوتاهی را برای حکومت تعیین می کنند و برخی دیگر مدت طولانی را بیان می کنند. این دسته از روایات علاوه بر ضعف سند، متعارض با یکدیگر هستد. برای مثال، دسته ای از روایات به زمان هایی از قبیل 30سال یا 40 سال اشاره می کنند و برخی دیگر از روایات کم تر از این زمان را بیان می کنند و دسته ای دیگر از اخبار مدت 309 سال را تعیین می کنند. مؤلف با گردآوری این روایات و استخراج مدلول مشترک به ذکر سه احتمال در این زمینه می پردازد. احتیاط و دقت فراوان مؤلف در پرهیز از طرح و رد‌ روایات و اهتمام شایان ایشان به جمع روایات متعارض وی را بر آن داشته است تا در این راه، از ارائۀ احتمالات گوناگون دریغ نورزد؛     بدین ترتیب، پس از کشف مدلول مشترک، به بررسی دو رویکرد حمل بر ظاهر و تأویل این مدلولات می پردازد. همان گونه که پیش از این اشاره شد، مؤلف اهتمام شایانی در تمسّک به ظاهر نصوص روایی دارد و تا زمانی که معارض عقلی و نقلی برای روایت موجود نباشد به تأویل روی نمی آورد.مؤلف همان گونه که حمل بر ظاهر روایت در اخبار واحد را به کار می بندد، در اخذ مدلول مشترک از اخبار متعارض نیز اولویت را با متن روایت قرار می دهد.
 نتیجه گیری
 آیت الله العظمی صافی در مواجهه با اخبار واحد و متعارض، احتیاط‌ و دقت‌ فراوانی‌ از‌ خـود‌ نـشان می‌دهد و به سادگی به رد و طرح آنـها اقدام نمی‌کند و از نفی شـتابزده و غـیر مبتنی بر آراء قطعی، سخت مـی‌پرهیزد. مؤلف در پی اثبات اعتبار احادیث جعلی نمی باشد، بلکه هدف اصلی ایشان مقابله و برخورد با حکم قطعی به جعلی بودن این احادیث است. وی در اعتبار سنجی روایات اعتقادی به اخبار واحد اعتماد نمی کند و زمینه کاربرد اخبار واحد را حوزه احکام عملی می داند و با اخذ مرجّحات سندی، جهتی و دلالی در فروع دین به خبر واحد اعتماد می کند. اما این مرجّحات سه گانه در اخذ اخبار اعتقادی و اصول دین کاربردی ندارند. اخبار اعتقادی از قبیل روایات مهدویت لزوماً باید از راه تواتر صدورشان اثبات شود، اما دایره وسیعی از این روایات دارای سند واحد می باشند. این احادیث با تجمیع قرائنی که سبب اطمینان به صدور می شوند، مورد اعتماد و اعتقاد قرار می گیرند. ایشان در ارزیابی اخبار واحد و متـعارض می‌کوشد تمام احتمالات‌ مطرح در جمع روایات هم مضمون را مطرح کند؛ اخذ مدلول مشترک از میان جمیع روایات متعارض مهم ترین روش مؤلف در مواجهه با این دسته از اخبار است. در صورتی که روایت علاوه بر ضعف سند دارای تعارض با یکدیگر باشند به طرح احتمال می پردازد. احتمالاتی که دارای دو نتیجه می باشند، دسته ای که سبب بطلان جعلی خواندن روایت می شوند و دسته ای دیگر که به سبب قرائن مستحکم و به طور کلی بر اساس قاعده امکان، سبب تشکیل تواتر معنوی و اجمالی می شوند. نتیجه ارزیابی روایت هر یک از دو دسته ذکر شده باشد، مؤلف در هر صورت، تمسّک به ظاهر نصوص روایی را در اولویت قرار داده و از تأویل روایت پرهیز نموده است. تنها در صورت تعارض داشتن متن روایت با عقل و نقل قطعی، تأویل را قابل پذیرش می داند. از همین رو؛ وی غرابت متن را دلیل بر تأویل آن نمی داند.


منابع:
ـ قرآن کریم
ـ صافی گلپایگانی، لطف الله، منتخب الاثر فی الام الثانی عشر، 1373ق، مؤسسه السیدة المعصومه، قم.
ـ طباطبایی، سید محمّد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، 1375ق، دارالکتب الاسلامیه، تهران.
ـ آقا بزرگ تهرانی، محمّد محسن، الذّریعه علی تصانیف الشیعه، 1403ق، دارالأضواء، بیروت.
ـ بخاری، محمّد بن اسماعیل، صحیح البخاری، 1410ق، جمهوریة مصر العربیة، قاهره ـ مصر.
ـ ابن کثیر الدمشقی، بدایه و النهایه و معه نهایه البدایه و النهایه فی الفتن و الملاحم، 1425ق، دارالفکر، بیروت.
ـ ابن الاثیر، النهایه فی غریب الحدیث و الاثر، 2014م، دار النوادر اللبنانیه، بیروت.
ـ نصرتیان اهور، مهدی، روش شناسی استنباط در علم کلام، 1395، مؤسسه علمی ـ فرهنگی دارالحدیث، قم.
ـ برنجکار، رضا، روش شناسی علم کلام، 1391 ، مؤسسه علمی ـ فرهنگی دارالحدیث، قم.
ـ نفیسی، شادی، درایة الحدیث، 1389، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت)، تهران.

 

موضوع

موضوع